در عرصه هنر های تجسمی در عرصه ی ایران معاصر کم پیش آمده است که نقش هدایت گرانه و ایده آفرینی داشته باشد و با تاثیر و نفوذی که در میان آحاد مردم دارد ؛ آوانگاردی جریانات اجتماعی و سیاسی را داشته باشد.
به عمد یا نا آگاهانه هنرمند خود را از جامعه کنار کشیده و تنها در جریاناتی که ملت داشته است همراهی کرده است و رسالت هدایت و روشنفکری را نداشته است.
هنر ایران امروز مانند هنر دیگر کشورها متاثر از شرایط سیاسی و اجتماعی کشور است. اگر چه همیشه هنر در دایره روشنفکری نقش آوانگاردی و پیشتازی جریانات را دارد البته باید اذعان کرد که شرایط و جریانات ایران در 35 سال اخیر متاثر حرکت توده ها و واکنش های شرایط سیاسی جهان بوده است و در این وادی هنرمند به جای ایفای نقش آوانگاردی اکثرا در کنار حرکت های مردمی بوده است و نقش موثری در این باب نداشته است.
بی شک هنر مادامی که دغدغه ی نفوذ در اندیشه و زندگی مردم را نداشته باشد و به سفارشی بودنش و درخشیدنش در آن سوی مرزها دل خوش کند نمی تواند خود را مردمی بداند و بر مردمش تاثیر گذار باشد همچنین از مردم به خاطر نداشتن زبان ارتباطی دور می شود.
یکی از راه های نزدیکی هنر معاصر ایران به خصوص هنرهای تجسمی که در دل خود انبوهی از میراث های فرهنگی و تاریخی ایران اسلامی را از تاریخ باستان یدک می کشد کاربردی شدنش در امور زندگی مردم است و آن درس هایی است که هنر می تواند به مردم برای بهتر زندگی کردن اهدا کند.
یکی از این هدیه ها که در دل هنر نهفته است؛ تجارب هنری جهت تقویت خلاقیت[1] و بداهه است. پرورش قدرت تفکر، تقویت شجاعت ، شهامت بیان و داشتن دید ناقدانه است . کاستی های هنر در این باب اگر چه دلایل متعددی دارد ولی به اعتقاد نگارنده نرفتن هنر به سوی مردم "با داشتن این ترس که عوام زده شود و از جریانات هنر جهان عقب بماند"؛مهم ترین دلیل جدا افتادن هنر ایران امروز است.
همچنین با توجه به فرمایشات بنیانگذار کبیر انقلاب که بر این عقیده بود "ما آن چیزی را که داشتیم کنار گذاشتیم.آن چیزی هم که آنها داشتند، نتوانستیم پیدا کنیم."[2]ما در عرصه هنر به خصوص هنرهای تجسمی به زبان مشترکی با مردم دست نیافته ایم و می توان گفت هنرمند ایران امروز کم تر به دنبال زبانی بوده است که با مردم این میهن سخن بگوید و مسلم است که در عرصه هنر نیز نباید بدون جراحی آنچه که داشتیم ؛ تنها گام هایی برای شناساندن هنر بومی و مذهبی برداشته می شد که البته این حرکت ها خیلی هم ارزشمند و تاثیر گذار بوده است ولی نه کافی بوده و نه عمیق بوده است!
این زبان می تواند هدیه هایی باشد که هنر برای مردم داشته و دارد و با توجه به نیاز ایران امروز که به شکوفایی و تحول و خلاقیت پیدا کرده است ؛ هنر می تواند گام زیربنایی برای تربیت و پرورش نیروی انسانی داشته باشد.