طلوع سلام

نوشته های روزانه و هفتگی "علی قلی زاده"

20 سال پیش که ما در خراسان شمالی کار مطبوعاتی انجام می دادیم و خبرنگاری و تولید خبر سرور کارهای مطبوعاتی بود؛ مصاحبه ها و گزارش‌های خوبی در سطح استان تهیه می شد.

ما در روزنامه خراسان که کار می کردیم و چون این روزنامه می خواست جای پای خود را در ابتدای شکل گیری استان (خراسان شمالی) سفت کند 20 خبرنگار داشت و به همه به صورت حق التحریر دستمزد می داد.
در تهیه گزارش ما نه دغدغه تلفن زدن داشتیم(چون از محل دفتر بود) نه مشکل محل کار و برگزاری میزگرد های خبری و مصاحبه داشتیم (چون اتاق های مناسب برگزاری جلسات بود) و مسوولان هم جرات نداشتند به ما جواب سربالا بدهند(چون دو مسوول در استان و چند مسوول در مشهد بود که کارشان سروکله زدن با مسوولانی بود که همکاری نمی کنند)
مجموعه این حمایت‌ها و هزینه ها موجب می شد خبرنگار وقت بگذارد و گزارش های حرفه ای تهیه کند.

برخی اوقات ادارات به دفتر روزنامه می آمدند و دست ها را به نشانه تسلیم بالا می بردند که اصلاحات مد نظر مردم را انجام دهند.
گزارشی هم که بازتاب داشت تحریریه مشهد هدیه تشویقی می فرستاد.

اما الان نه این حمایت‌ها وجود دارد و نه هزینه هایی برای تولید اخبار صورت می گیرد.
چون مطبوعات همین طور هم بشینند ادارات برایشان آگهی های پرسود می فرستند و خبرنگاری هم که موی دماغ شود را در راهروهای دادگستری مشغول می کنند، تطمیع می کنند و یا بایکوت می کنند.
برای همین معتقدم وزارت ارشاد باید کندوهای فساد را از بین ببرد و تسلط آگهی چی هارا از مطبوعات استان از بین ببرد و دوباره خبرنگاران مردمی بر مطبوعات و خانه مطبوعات تسلط پیدا کنند چرا که دغدغه آگهی چی ها زد و بند و ساخت و پاخت با مدیران فاسد است در صورتیکه خبرنگاران، سیل در لانه مورچه هستند.

دکتر پزشکیان یا هر رئیس جمهور دیگر اگر بخواهد مشارکت را بیشتر کند (چون تنها قدرتش همراهی مردم است) باید مطبوعات و رسانه ها را به رسالت اصلی اش بازگرداند و الا رسانه های درگیر با رانت و فساد خودشان یکی از موانع فعالیت دکتر پزشکیان خواهند بود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۳ساعت 13:40  توسط علی قلی زاده  | 

خبرنگار واقعی بودن در ایران بسیاری از اوقات یکی از مشاغل نشدنی است.

خبرنگاری باشی که پرده از چهره باندهای اقصادی برداری تهدید می شوی و مثل "صبا آذرپیک" که فکر می کرد می شود در این کشور دست اختلاس گران را رو کرد؛به زندان می افتی!

اعتراض های مردم را هم که به خاطر همسویی با بیگانگان نمی توانی خبری کنی و تنها می ماند اخبار مسئولان که خبرنگاری را باید کنار بگذاری و بشوی همکار نیروهای روابط عمومی که در بی نقص بودن عملکرد مسوولان رپرتاژ می نویسند و تو فقط باید مطلب را برای درج در رسانه فروارد کنی و مردم را روز به روز از رسانه و قلمی که به دست تو افتاده ؛ ناامید کنی!

اگر می بینید که در انتخابات 1402 و دور اولِ انتخابات ریاست جمهوری با 60 درصد عدم مشارکت،نظام هزینه سنگین قهر مردم با صندوقها را پرداخت می کند؛برای این است که خبرنگاران و رسانه های واقعی وجود ندارند که نظام را با خطر قهر مردم،مطلع سازند و اگر صدایی از این خبرنگاران بلند شده به راهروهای دادگاهها گرفتار شده اند. وقتی با دست خودت خبرنگار را به زندان بیاندازی نباید این انتظار را داشته باشی که رسانه نقاط ضعفت را بگوید و تو ناگهان با یک صندوقی مواجهی که 60 درصد مردم با آن قهر کرده اند.

خبرنگاری در ایران امروز به جز معدود رسانه ها و خبرنگاران که هر یک چندین پرونده امنیتی دارند؛ رسانه های روابط عمومیِ حاکمیت اند و اگر درآمد درج آگهی های دولتی نباشد بسیاری از رسانه ها تعطیل می شوند چون مردم خواهان مطالبی نیستند که به صورت یکطرفه تهیه شده است و قبلا این مطالب را در سایت روابط عمومی ادارات دیده اند.

"خبرنگار-روابط عمومی" که حتی خود را پلی بین مردم و حاکمیت هم نمی داند و به صورت خیلی آشکار با صدای بلند می گوید ما تنها امور و فرمایشات بدون نقص و بی عیب دولتمردان و امرای خود را مخابره می کنیم .

معیشت این خبرنگاران از درج مطالب روابط عمومی های حاکمیت می گذرد و البته یک عده هم که حوصله تملّق در پوشش خبرنگاری ندارند؛تنها رپرتاژ حاکمیت را در روزنامه هایی که نمایندگی شان را دارند درج می کنند و اتفاقا عوایدشان از این کار فراتر از درآمد مشاغل پرزحمت دیگر است.

دولت به صورت مستقیم و غیرمستقیم همه مناسبات را برای مدیریت خبرنگاران از جمله دعوت خبرنگاران همسو به جلسات تقدیر، تعیین خبرنگاران در سفر مقامات کشوری ، ارائه یارانه های رسانه ای و قرار گرفتن افراد در هیئت مدیرۀ خانه مطبوعات فراهم کرده است و در شهرستان ها کمتر خبرنگاری دیده می شود که به جلسات تقدیر دعوت نشود،مورد بی مهری مسئولان قرار گیرد و در چارت هیئت مدیره و حتی حق رای خانه مطبوعات را نداشته باشد و رمقی برای نقد حاکمیت داشته باشد.

ساز و کار رسانه ها که رکن چهارم دموکراسی هستند نگران کننده است و مانند یک عضو معلول به دیگر عضوهای اندام حاکمیت آسیب می زند و اگر آقای پزشکیان به علاج این رکن بیمار همتی نگمارد؛ جامعه مسخ و بیمارِ ایران رو به کما و هلاکت خواهد رفت به ویژه که ایشان برای موفقیت شعارهای خود نیازمند حضور مسئولانه و پرشور خبرنگاران و رسانه ها برای تغییر مدیریت های بی تخصص و بی تعهد به مردم و قانون و ایجاد مشارکت بیشتر جامعه در سرنوشت خود می باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۳ساعت 12:8  توسط علی قلی زاده  |