سعید لیلاز به یکی از سیاسیون خاطره ای گفته بود که ایشان هم این خاطره را در بجنورد نقل کرد.
لیلاز به همراه تعدادی از سیاسیون بعد از 88 زندانی شده بود و مسوولان بعد از مدتی تصمیم به خلوت کردن زندان از افرادی گرفته بودند که یا بی گناه بودند و یا نمی شد اتهام خاصی را برای آنها ثابت کنند.
برای همین همسرش را احضار کرده بودن تا هم منتی بگذارند و هم از شر لیلاز خلاص شوند.
به همسر آقای لیلاز گفته بودند بیایید و با همسرتان حرف بزنید با ما همکاری کند و یک متنی مبنی بر توبه یا حداقل تشکر از برخوردهای ما بدهد و بعد هم آزاد شود.
همسرش در کمال تعجب به مسوولان گفته بود:نخیر جایش اینجا خیلی هم خوب است! 😳
گفته بودند، این چه حرفیست همه بدنبال آزاد کردن عزیزانشان هستند و شما...
همسر لیلاز گفته بود:ایشان وقتی بود تنها کارکرد خوبش برای ما این بود که کیسه زباله را کوچه می گذاشت.
از وقتی که نیست دیگر از آن گعده ها و حضور گروه، گروه دوستانش که بیایند و برای ما زحمت میوه بردن و چایی درست کردن داشته باشد؛ نیست.
همین زندان باشد جایش بهتر است و ما دیگر به بردن کیسه زباله عادت کرده ایم و در مقابل این خدمت دادن به ایشان و مهمانانش کار سختی نیست😂
می گویند لیلاز بعد از مدت کوتاهی بدون نوشتن هیچ متن تشکر یا توبه نامه ای آزاد شد.
همیشه در پس مردان مطرح زنان بزرگی قرار دارند.