طلوع سلام

نوشته های روزانه و هفتگی "علی قلی زاده"

وقتی بازی شروع شد تماشاچیانی که از بازی های کسالت آور بدون گل تیم های قبل ،خسته شده بودند و به عادت گذشته خوابشان گرفته بود ناگهان با صدای فریاد "حامیان"  تیم ب که گل زده بود؛ از چرتی که آنها را فرا می گرفت ؛ بیدار شدند ولی تا به خود آمدند که از جریان این گل زدن احساس هیجان کنند؛ بیشتر ، متعجب شدند.

 چرا که تیم زننده گل ، در حقیقت گل را به خود زده بود.

بازی دوباره توسط تیم ب شروع شد ولی تا تیم آ آمد که به خود بجنبد نا گهان حرکت معکوس تیم ب به طرف دروازه خود را مشاهده کرد.

در همین لحظه علاوه بر تماشاچیانی که "مستقل " بودند؛ و از این حرکت ها متعجب شده بودند بازیکنان و مربیان تیم آ متحیرانه در جای خود خشک شان زد و مشاهده کردند دومین گل به "ضرر" تیم ب توسط بازیکنان این تیم داخل دروازه شد.

بازی فوتبال توسط تیم ب به"سخره"  گرفته شده بود .

هیچ کس فکر نمی کرد که منظور کاپیتان ب که وعده داده بود؛ همه "معادلات " را به هم  می ریزد ؛ با "خودزنی" بخواهد معادلات را به هم بریزد.

در تیم آ همه بازیکنان بر اساس توانایی در پست هایی که داشتند انتخاب شده بودند ولی بازیکنان تیم ب بر اساس قانون خاصی انتخاب نشده بودند و کاپیتان این تیم ادعا می کرد که این بازیکنان از بطن مردم عادی انتخاب شده اند.

در میان دو نیمه بازی کاپیتان تیم ب در جمع خبرنگاران حاضر شد و اعلام کرد که آمده است تا "معادلات بازی ها " را تغییر دهد و  بر خلاف دیگر بازی هیی که در گذشته بود؛ یک بازی پرگل را به نمایش بگذارد.

او همچنین گفت : با این بازی و دیگر بازی ها نشان می دهد که فوتبال یعنی چه!

او در همین حال به چند تیم اروپایی و قاره آمریکا هم گیر داد و گفت که آنها اگر می خواهند در زمین بازی حضور داشته باشند باید به بازی او هوادارانش احترام بگذارند. و الا چاره ای ندارند که از صحنه بازی ها "محو " شوند.

حامیان این تیم "زمین های خاکی" در حالی که محو سخنان مقتدارانه کاپیتان این تیم "زمین های خاکی" شده بودند با فریاد این که این تیم و کاپیتانش خیلی شجاعانه بازی می کنند؛ آنها را دوباره تا کنار زمین بازی همراهی کردند.

تیم آ و اعضای آن آنقدر متحیر بازی و رجز خوانی های تیم ب شده بودند که یادشان رفت از پیروزی شان در نیمه اول شاد باشند و کارهای تیم ب را که حالا عنوان" تیم زمین های خاکی" را برای خود انتخاب کرده بود را با خنده به یک جک فوتبالی تعبیر می کردند.

وقتی خبرنگاران جلوی کاپیتان این تیم را گرفتند که در مقابل تیم ب حرفی بزند ، خندید و با این جمله که " اگر تیم ب همین طور ادامه دهد پیروزی تیم آ قطعی است " سعی کرد به طرف نیمکت کنار زمین حرکت کند.

در همین حال خبرنگاری از کاپیتان تیم آ پرسید: اگر آنها پیروز نشده اند ؛ چرا تعدادی از تماشاچیان تیم ب را تشویق می کنند .

کاپیتان تیم آ پاسخ داد: تماشاچیانی که از فوتبال سر در می آورند و در ردیف بهترین کارشناسان فوتبال هستند بازی تیم آ را تشویق می کنند و می دانند که تیم ب اگر گل زده به تیم خود گل ها را زده و در نتیجه تیم آ تا الان برنده است.

واقعیت چه بود ؟ آیا سوال این خبرنگار واقعیت داشت که تعداد زیادی از تماشاچیان و حتی کارشناسان فوتبال هم اگر چه تعدادشان خیلی کم است؛  تیم ب را تشویق می کردند؟

این واقعیت تلخ حقیقت داشت که تعداد زیادی از تماشاچیان تیم ب را در حالی که به خود گل می زد؛ تشویق می کردند.

البته این تماشاچیان به چند دسته تقسیم می شدند.

دسته اول کسانی بودند که از قانون بازی فوتبال سر در نمی آوردند و فکر می کردند هر کس گل بزند بازی را می برد.

دسته دوم کسانی بودند که با این که از بازی فوتبال سر در می آوردند به خاطر برخی امتیازاتی که برای آنها توسط باشگاه تیم ب بدست آورده بودند؛ تیم ب را در همه حالت ها تشویق می کردند.

دسته دیگر هم دسته ای بودند که برای طمع خاصی مثل سقوط سهام زمین اصلی شهر احساس می کردند باید در ردیف حامیان تیم ب خود را جا بزنند و هر نوع بازی " احمقانه" تیم ب را تشویق کنند.

با این کار این نوع بازی احمقانه از سوی تیم ب دیگر هیچ تیمی از خارج از کشور پایش را داخل زمین اصلی شهر نمی گذاشت. چون مالکیت این زمین با تیمی بود که حامی بیشتری داشت.

دسته سوم کسانی بودند که نفع خود را در پایین بودن سهام زمین می دانستند.

بازیکنان هر دو تیم در از دقایقی قبل کنار زمین بودند ولی سرو کله داور پیدا نشد تا این که همه دیدند او در یک حرکت ابتکارانه و جدید با یک میکروفن بی سیم که قابلیت پخش صدایش در همه استادیوم وجود داشت؛ وسط زمین بازی آمد و اعلام کرد : تا این جای بازی تیم ب نشان داد از تحرک خوبی برخوردار است و دائما در زمین می دود و نشان می دهد تشویق تماشاچیان را حلال می کند ولی تیم آ همچنان بی تحرک است و برای کسانی که از خارج چشم به بازی این دو تیم دوخته اند واضح است که تیم آ می خواهد با این کار دل انها را که ادعا می کنند " ما فوتبال نمی دانیم" را بدست بیاورند.

وی به نتیجه بازی که به نفع تیم آ بود اشاره نکرد و برای موفقیت تیم ب آرزوی پیروزی کرد.

برخی از اعضای تیم آ گویا به ادامه بازی خوشبن نبوده و وضعیت را مشکوک ارزیابی می کردند و می گفتند: بازی در این زمین با وجود این داور و این گفتار کاری بیهوده است ولی کاپیتان با توجه به اعتقادی که به " قانون" فوتبال داشت و حامیانش را هم کاربلد و کارشناس فوتبال می دانست؛ انصراف را بی معنی دانسته و گفت: اگر چه تیم ب با بازی احمقانه خود "قانون" فوتبال را به تمسخر گرفته و در نظر تماشاچیان می خواهد قانون فوتبال را "وارونه" جلوه دهد ولی او مطابق قانون به خود گل زده و تا اینجای بازی بازنده است.

هر دو تیم وارد زمین بازی شدند.

جانبداری خاص داور و کمک داوران، مشهود بود ولی از نظر کاپیتان تیم آ با توجه به قانون هیچ نگرانی برای تیم آ وجود نداشت .

اگر چه این بار نوبت تیم آ بود که بازی را شروع کند ولی به خاطر مسائلی که داور عنوان کرد باز توپ به دست تیم ب داده شد تا بازی را شروع کند .

نگرانی نرسیدن اعضای تیم آ به توپ کم کم تیم آ را به رغم نتیجه " پنج به صفر" به نفع تیم آ آنها را فرا گرفته بود ولی با این حال کاری از دست آنها بر نمی آمد و توپ همیشه در دست تیم ب بود .

تا بازیکنان تیم آ به طرف توپ می رفتند تیم ب که توپ را در دست داشت به طرف گل خود شوت می کرد و گل می شد و بازی دوباره توسط تیم ب شروع می شد.

در دقیقه های 60 به بعد نا گهان دیده شد کاپیتان تیم آ قصد دارد در مقابل شوت کاپیتان تیم ب که می خواست برای هفتمین بار دروازه خودش را باز کند ؛ بایستد.

تماشاچیانی که قانون فوتبال را فراموش کرده بودند و یا در اثر بازی های تیم ب این تردید را داشتند که" گل زدن به خود هم آیا بازی درست است یا نه؟" با دیدن این صحنه تردید هایشان به یقین تبدیل شد که " اگر هر کسی توپ را در دست داشته باشد ولو به دروازه خود هم گل بزند بازی را می برد."

شوت کاپیتان تیم ب آن قدر قوی بود که کاپیتان آ دراثر این برخورد چنان "ضربه "ای خورد که چند متر به روی زمین پرتاب شد و وقتی توب داخل دروازه تیم ب شد صدای شادی باورنکردنی از این گل زدن ( خودزنی تیم ب) به هوا برخاست.

برخی از تماشاچیان دیگر هم که زیاد از فوتبال سر در نمی آوردند و هنوز در تردید برای طرفداری از تیم خاصی بودند؛ بعد از گل زنی به دسته هواداران و "حامیان " جدی تیم ب پیوستند و گفتند که برای ما تردید ها رفع شد که کاپیتان تیم ب و بازکنان این تیم، برنده اند.

وقتی قانون فوتبال را به یادشان می آوردی ؛ انها در پاسخ می گفتند: کاپیتان تیم ب و بازکنانش با این گل زدن ها قصد شاد کردن دل مردم و تماشاچیان را دارند.

وقتی از آنها پرسیده می شد که این گل زدن ها به نفع بازی آنها نیست و ... آنها می گفتند: هدف گل زدن و شجاعت و شاد کردن دل مردم و هیجان آفریدن است که آنها این کار ها را می کنند نه این که تیم آ هنوز به توپ نرسیده اند.

در یک حرکت خیره کننده در دقیقه 70 بازی دیده شد که همه کارکنان استادیوم هم در تشویق از بازی تیم ب حرکت های مکزیکی راه انداخته و به صورت " تابلو" از این تیم و پیروزی اش"حمایت" می کنند.

اگر چه رئیس استادیوم می گفت که از تیم خاصی حمایت نمی کند و همیشه بی طرف است ولی تمامی معاونانش از تیم ب حمایت می کردند.

10 دقیقه مانده به اتمام بازی تعدادی از نیروهایی که لباس خاصی به تن نداشتند با لباس شخصی ،با زنجیر و باتوم هواداران تیم آ را برای خروج از استادیوم هدایت می کردند.

از بلندگو هم اعلام شد که این کار در جهت جلوگیری از ازدحام برای خارج شدن از استادیوم صورت می گیرد و البته گفته شد برای خروج از استادیوم اجباری در کار نیست.

ولی مشخص نبود چرا لباس شخصی ها کسانی که برای ماندن ، مقاومت می کردند را با پاشیدن رنگ اسپری به صورت "ضربدر " علامت گذاری می کردند.

دقیقه 90 فرا رسید ولی تابلوی استادیوم نتیجه را اعلام نمی کرد.

همه در حیرت فرو رفته بودند که ناگهان پیروزی تیم ب از تابلوی استادیوم اطلاع رسانی شد.

تماشاچیان تیم آ تا به خود آمدند حضور نیروهای امنیتی را هم در روی زمین بازی و هم در روی دیوارهای استادیوم احساس کردند.

اعلام شد که تیم ب به خاطر جنب و جوش بیشتر و در اختیار داشتن توپ در 85 درصد از زمان بازی و ایجاد مشارکت 95 درصدی تماشاچیان برای تشویق از فرهنگ فوتبال ، برنده اصلی این بازی است.

تیم آ به نشان اعتراض از زمین خارج نشد ولی به غیر از کاپیتان همه اعضای تیم که مقاومت می کردند ؛ به جرم اختلال در امنیت استادیوم ، کشان کشان از زمین بیرون کشیده شده و دستگیر شدند.

اگر چه تعداد زیادی از هواداران این تیم از استادیوم به بیرون رانده شده بودند ولی زمین بازی مملوء از هواداران این تیم شد.

فیفا در پیامی به فدراسیون فوتبال ، نتیجه این بازی را غیر قانونی قلمداد کرد و اتحادیه اروپا برای ادامه روابط با زمین فوتبال خواستار توضیحات شد.

ولی کاپیتان تیم ب که با این برد مدیریت فدراسیون فوتبال را عهده دار می شد اعلام کرد: در یک حرکت شجاعانه دیگرما از عضویت در فیفا کنارگیری می کنیم.

جمعیت هوادار تیم ب با هورا کشیدن کار کاپیتان را بدون آن که از عواقبش مطلع باشند تایید می کردند.

بازی تمام شد و چند روز بعد و روزهای بعد تعداد زیادی از هواداران تیم آ که به نتیجه این بازی اعتراض داشتند دستگیر شدند .

یک هفته بعد معاون امنیتی فدارسیون از ارتباط برخی از دستگیر شدگان با فیفا و فدارسیون فوتبال کشور های آمریکا و اروپا خبر داد .

 برخی صاحب نظران فوتبال معتقد بودند او درگیر بازی "نابازی" و "نابرابرانه" ای شده بود که قصه اش خیلی پیچیده نوشته شده بود.

او  درگیر بازی شده بود که در دقیقه 60 مجبور شد برای بدست آوردن توپ از ورود شوتی که دروازه تیم ب  را هدف گرفته بود جلوگیری کند و وقتی در مقابل این شوت ، به زمین افتاد شانس پیروزی را به کاپیتان ب داد.

تماشاچیان بعد از آن بازی ، قانون بازی را در ذهن خود از دست داده اند و کاپیتان آ تنها شده بود و اکثر هواداران و بازیکنانش یا دستگیر شده بودند و یا اینکه دیگر تمایلی نداشتند از قانون اصلی حرفی بزنند.

تنها تماشاچیان این فدراسیون، در روی کره زمین قانون جدیدی از فوتبال را برای خود تعریف کرده اند که هدف شان گل زدن است و فرقی ندارد که این گل زدن به کدام دروازه باشد.

اگر چه تیم آ به خاطر آنچه که فدراسیون اعلام کرد لغو امتیاز شده بود و تیم ب کسی را برای بازی کردن نداشت ولی فدارسیون فکر این را هم کرده بود که قصد دارد یک ماه مانده به " انتخاب تیم برتر" یک تیم جدیدی را تاسیس کند و بعد مسابقه برگزار کند.

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد ۱۳۸۸ساعت 9:52  توسط علی قلی زاده  |