سوز سرمای این فصل کین استپس زمستانش چیست؟
مدتهاست که می خواستم بنویسم ولی گویا مجالی نبود.
چند باری هم نوشتم ولی کلمات یا آنقدر لخت و عریان بودند که گفتن شان صلاح نبود و یا آن قدر در لفافه پیچیده بودند که که بیان شان بی فایده می نمود.
ادامه مطلب
نوشته های روزانه و هفتگی "علی قلی زاده"
سوز سرمای این فصل کین استپس زمستانش چیست؟
مدتهاست که می خواستم بنویسم ولی گویا مجالی نبود.
چند باری هم نوشتم ولی کلمات یا آنقدر لخت و عریان بودند که گفتن شان صلاح نبود و یا آن قدر در لفافه پیچیده بودند که که بیان شان بی فایده می نمود.
رجبعلی محمدزاده هم شهید شد.ای کاش می شد آدم ها را به سیاهی و سفیدی محدود نکرد
ای کاش می شد دیگران را احمق فرض نکرد
ای کاش می شد کمی صداقت داشت
ای کاش می شد !
خود را بزن به نفهمی و مردام را احمق فرض کن!
20و سی یکی از برنامه های خبری صدا و سیما که از 4 سال پیش رویکرد جدیدی را برای تهیه اخبار خود اتخاذ کرده بود بعد از گذشت مدتی در اختیار سیاست های خاصی از محفلی از اصولگرایان قرار گرفت.
با توجه فضاي انتخابات تعدادي از افراد اعلام كرده اند كه كانديدا خواهند شد و با توجه به اينكه در انتخابات اخير متوجه شديم هر ممكني ، ممكن است ؛ ممكن شود در نظر مي گيريم كه اين افراد اگر رئيس جمهور شوند چه خواهد شد .
مهدي كروبي
صبح در حالي كه پسر بچه اي شيشه اتاق شما را باسنگ مي شكند ، بيدار مي شويد.
به نظر شما اين وقاحت نيست كسي كه مقابل مجلس خودسوزي مي كند و روز بعد تلوزيوني كه قبلا خبري از آن منتشر نكرده يكسره اين را عنوان كند كه:"او كه خودش را كشت جانباز نبود"
اظهار نظر خاتمي براي وارد شدن به دايره رقابت هاي انتخاباتي دهمين دوره رياست جمهوري پس از فراخواني از وي و مير حسين موسوي در حالي صورت گرفت كه مهدي كروبي از ماه ها پيش حضورش در انتخابات را قطعي دانسته و اعلام كرده بود حتي با آمدن خاتمي هم كنار نمي رود.
اگر چه طيف عظيمي از طرفداران اصلاحات به خاطر سنگين بودن رقابت هاي سياسي براي خاتمي در اين دور منتظر بودند تا به جاي رئيس جمهور دولت اصلاحات كه دشمنان متعددي در ميان اصولگرايان براي خود تراشيده بود ؛ مير حسين موسوي بيايد.
قلمبه نويسي در مطبوعات يك اپيدمي شده و متاسفانه اين تهي كاري ها به خاطر قوت فضاي فرهنگي بر مطبوعات و سايت هاي اينترنتي سايه انداخته است.
نويسندگاني كه خودشان هم نمي دانند چه مي نويسند و چه مي خواهند.
يعني با چيدن جملات و پاراگراف هايي كه برخي از آنها هم از جايي به سرقت رفته است مقاله و يادداشتي سر هم مي كنند.
خلاصه فیلم:.. مارک" و "گالیور" به همراه تعدادی از سربازان ارتش انگلستان بعد از 3 ماه از تصرف عراق توسط نیروهای آمریکا به بصره می روند و ناخواسته وارد جریانی از اقدامات غیر انسانی در شکنجه دادن مردم بی گناه عراقی می شوند.
فکر کنید یک فیلمی درست کنند که نقش مالک اشتر را بازیگری غیر از داریوش ارجمند بازی کند .
حالا این که می تواند توجیه داشته باشد به هر حال هر کارگردان با توجه به شرایطی که دارد و ... مجبور می شود بازیگر دیگری در نقشی که ما شکل آن شخصیت را در قالب بازیگراولی می دانیم ؛ بازی کند.
ولی در کل ،این جریان حس بدی را در بیننده ایجاد می کند.
نمی دانم صدا و سیما چرا می خواهد کارهایی بکند که اعصاب آدم را خورد کند.
مثلا یادتان می آید صدای "جوآنی" در سریال افسران پلیس را که حالا حسین عرفانیان
قيمت لنگه كفش "منتظر الزيدي" خبرنگار عراقي شبكه البغدادية كه با آن "جرج بوش" رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا را مورد هدف قرار داد، همچنان در حال افزايش است.
به گزارش سرويس بين الملل "جهان"، "حسن محمد مخافة" سرمايهدار عربستاني از قبيله سرشناس "عسير" طي اظهاراتي گفته است که مایل است لنگه كفش آن خبرنگار عراقي را به قيمت 10 ميليون دلار خريداري کند.
مخافة لنگه کفش الزیدی را به مدال و نماد آزادی تعبیر کرده و گفته است: من املاك و زمينهاي زيادي در منطقه "عسير" در جنوب عربستان دارم كه ارزش آن حدود 10 ميليون دلار است. من حاضرم تمام آنها را بفروشم و لنگه كفش "منتظر الزيدي" را خريداري كنم.
وي در پايان گفت: اين كفش بخشي از شرافت و آبروي رفته اعراب و مسلمانان را به آنان بازگرداند.
همین الان با یکی از دوستان نشسته بودیم که گفتیم به خبر حضور رئیس جمهور سابق در دانشگاه تهران هم نگاهی بیاندازیم.
از نگاه سایت های دولتی که اتفاق مهمی نبوده و احتمالا یک نفری حال کرده به دانشگاه برود و احتمالا سخنرانی هم داشته باشد .
و حتما از رحیم پور هم شخصیتی گم نام تر دارد که صدا و سیما به آن اشاره نکرد.
البته به صورت شرطی قول می دهم امشب بیست و سی یک خبر کوتاه والبته موذیانه از این جریان منتشر می کند.
و اما خبر که زحمتش را سایت یاری کشیده است.
البته این عکس ها هم گواه است خبری نبوده و توهم ما را فرا گرفته.
امروز بیست و پنجم آذر است و قرار است سید محمد خاتمی تا چند ساعت دیگر با دانشجویان دانشگاه تهران دیدار داشته باشد.
البته قرار بود؛ این دیدارهفدهم آذرماه و به مناسبت روز دانشجو برگزار شود ولی خب مثل اینکه اگر از قدرت
بیفتی به اندازه یک میهمان در دانشگاه هم اختار نداری.
البته دیروز بنا به گفته یکی از وبسایت های ضد انقلاب اعلامیه های در دانشگاه تهران منتشر شده که خاتمی،به عنوان یک فرصت سوز مطرح شده است و نکته اینجا بود که این وبسایت از این اطلاعیه توهین آمیز به مرد اول اصلاح طلبان خوشحال بود .
هنوز 187 روز تا برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است.
دروغ گویی انگار کم کم می خواهد یکی از خصوصیات و معیار های اصلی سیاستمداران می شود و کسی هم ککش نمی گزد.
دادن وعده های تو خالی ، شعار دادن و تظاهر و ریاکاری انگار روز به روز دارد نهادینه تر می شود به طوری که نظام با این گونه تعابیر در خارج از کشور معرفی می شود.
این هم یه مقاله سیاسی من در مورد دیپلماسی ایران و آمریکا
با این عنوان که اوباما چاره ای جز مذاکره با ایران ندارد!
متاسفانه با لاپوشانی و پنهان کردن تهدیدات در پس ایجاد ظاهر مستحکم دردها نه تنها از بین نمی روند بلکه این کار موجب می شود حتی تمرکز مسئولان و برنامه ریزان به جای حل مسائل و مشکلات به سمت و سوی مسائل ظاهری برود.
متاسفانه این مشکل همواره از ابتدای انقلاب با این نیت که دشمنان به ضعف ما پی نبرند، دشمنان احساس نکنند ما مشکل و مسئله ای داریم، جهانیان احساس کنند که ما نظامی موفق هستیم و... وجود داشته است.
عدم وجود شفافیت در بیان مسائل تا چند سال گذشته به حدی بود که هیچ مسئولی نمی توانست حتی آمار کمی از افراد مبتلا به ایز را در ایران اعلام کند و این موجب شده بود که تبلیغات وسیع برای مبارزه با ایدز از سوی مردم نادیده گرفته شود.
در حال حاضر نیز در بسیاری از تهدید های اجتماعی هنوز منوال به صورت گذشته است و وضعیت متاسفانه به همین صورت است.
جریان محرمانه شدن آمار و ارقام واقعی تهدیدات و آسیب های اجتماعی هنوز هم تا لایه های پایین دست حکومتی وجود دارد و تنها مجریان دستگاه و مقامات عالی کشور از آمار دقیق آسیب های اجتماعی مطلعند.
اساتید دانشگاهی و بسیاری از صاحب نظران برای دستیابی آمار واقعی آسیب های اجتماعی چون خبرنگاران و اصحاب رسانه ناتوانند.
هنوز هم این دیدگاه وجود دارد که اگر آمار واقعی نوجوانان مبتلا به مواد مخدر اعلام شود آبروی نظام به خطر می افتد.هنوز هم آمار واقعی معتادان جامعه در حد 3 یا 2 درصد ارائه می شود در حالی که بوی تعفن مواد مخدر هر کوچه ای را فرا گرفته است.
هنوز هم احساس می شود اگر آمار دقق فحشا ارائه شود به اعتبار زنان بی حرمتی می شود.
ولی این سوال باقی است :آیا مسئولان به تنهایی می توانند بدون هم فکر ی و هم اندیشی با صاحب نظران و اصحاب رسانه بر این مشکلات پیروز شود؟
آیا پوسیدن درون جامعه درون ظاهر سالم خود مسئولان عالی مرتبه را به اشتباه نخواهد انداخت که از درون پوسیده غافل شوند؟
شورشی که هنر شده است
نام "محسن نامجو" را شنیده اید؟
کمکتان می کنم خواننده سریالی که عطاران عید نوروز سال گذشته تهیه کرده بود.
یادتون اومد! خواننده ای که فریاد ها و غوغاهایش را به زور سعی می کرد درخود حبس کند.
(سهم ما اینه شاید زیاد و کم / یک سبد لبخن یه لحظه غم/و..)
از وقتی که یکی از دوستان سی دی این خواننده را به من هدیه کرد آن را گوش کرده و "دیوانه واری" نامجو را تحسین می کنم و یادداشتی برای دو آلبوم متفاوت و پست مدرنش در وبلاگ شخصی ام نوشتم.
مسلما نم این نماینده ای بی خاصیت و نفهم در تاریخ حک خواهد شد و آیندگان خواهند فهمید چرا کشور ایران همچنان عقب مانده است.
کیست که نداند مشایی به اشتباه خود واقف است و البته رئیس جمهور هم باید معذرت خواهی می کرد ولی آیا این سوال از رئیس جمهور در کنار این همه بدبختی هایی که دولت برای آموزش و پرورش کشور و برخی دیگر از مسائل رقم زده است این قدر مهم و مجهول است؟
نتیجه این سوال که خالی از هزینه نیست چه خواهد بود؟
استمرار دولت بر سیاست های قبلی اش در مورد اسرائیل!
آیا به غیر از این است؟
سال پیش (البته قمری) ساعت 5:15 دقیقه صبح تولد این وبلاگ بود.اونروز نوشتم که من ۲۸ سال رو تموم کردم و وارد ۲۹ می شم .آخه اونروز مصادف بود با 18 شهریور سالروز تولدم.
امروز هم هر طور بود گفتم باید با مطلبی وبلاگمو بروز کنم.
اونروز دلنگرانی هام رو نسبت به مسئله انتظار نوشتم و حالا چند قطعه عکسو که چند روز پیش در جمکران گرفتم را بهتون تقدیم می کنم.
اصول بين المللي اخلاق حرفه اي در روزنامه نگاري[1] طي چندين نشست مشورتي طی 5 سال با حضور تعدادي از سازمانهاي روزنامه نگاري منطقه اي و بين المللي در سال 1983 تصویب شد.
از جمله سازمان های بين المللي و منطقه ای شرکت کننده در این سلسله نشست ها سازمان بین المللی روزنامه نگاران (IOJ )، فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران (IFJ )، اتحاديه كاتوليك بين المللي مطبوعات (UCIP )، فدراسيون روزنامه نگاران امريكاي لاتين (FELAP ) ، فدراسيون كارگران مطبوعات امرايكاي لاتين (FELATRAP)، فدراسيون روزنامه نگاران عرب (FAJ ) و..
این هم یک مقاله از من که در آفتاب منتشر شده برای اینکه مطلب در این نشانی کژی نمیشه مطلبو برا تون گذاشتم.
"مرگ تدریجی رویا" عنوان سریال زیبا و خوش ساختی از "فریدون جیرانی" است که با پیش کشیدن زندگی یک زن جوان نویسنده که بعد از چاپ اولین رمانش مشهور می شود، به زندگی روشنفکران و به مقوله های مهم تری در ادبیات سیاسی و روشنفکری می پردازد.

اگر چه علت 5 سال تعلیق نمایش این سریال، رسانه ای نشد و رسانه های بی حال ایران به این موضوع چندان نپرداختند ولی با نمایش هر قسمت از این اثر ماندگار مشخص می شود که چرا و برای چه نمایش این سریال ، به تعلیق افتاده بود.
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان ، وین راه بی نهایت
ما ایرانیان در بدترین شرایط ممکن فقط توانسته ایم علائم حیاتی را حفظ کرده و روزها را شب کنیم
ایام سختی که بی شک در تاریخ ثبت می شود اگر چه" معتضد"[1] ها رضاخان را منفور ترین و بی عرضه ترین معرفی می کنند.
حرف ها را نمی توان گفت! شفافیت جایش را به لفافه گویی داده است و شرایط سال های قبل از 76 دوباره احیا می شود.
این شرایط تنها به نفع دولت حاکم فقط در همین مدت است.
در این شرایط رسانه ها خود سانسوری می کنند خبرنگاران سوال های تیز را از مدیران مطرح نمی کنند و به ثنای مدیران می پردازند اگر چه مردم از این وضعیت به تنگ بیایند .
در همین مدت کوتاه ،صدای انتقاداتی که متوجه دولت است ؛خفه شده و انتقادات به خصومت و دشمنی های پنهان تبدیل می شود.
این شرایط نه تنها به نفع کلیت کشور و امنیت آن نیست بلکه منابع امنیتی را به سردرگمی و تلاش مضاعف برای شناخت صدای اعتراضات و انتقاد ها خواهد برد.
این شرایط و وضعیت نامطلوب ، مردم را به محرومیت بیشتر دچار ساخته و کشور را در مقابل بحران ها آسیب پذیر تر کند.
بی شک عدم تحقق انسجام و وحدت ملی و تنها توکل به مشارکتی ناچیز در انتخابات آن هم با حربه های تبلیغات گسترده و هیچ گونه تلاش برای بهبود این وضعیت زنگ های خطری است که ایران عزیز را تهدید می کند.
و به هوش باشیم که اگر دیروز به خاک این کشور تجاوز شد ، امروز نام این کشور از خلیج فارس برداشته می شود تا ایرانی در انزوا باشد .
شرایط حاضر بر من نیز مستولی گشته و از لفافه شعر تا حدی بهره جسته ولی نه لفافه ای لطیف که روح این حرف ها را از بین برد.
مالیخولیا اندیشه را به صحرا راند و شاید لوت
برمودا فرهنگ را بلعید و پلشتی را آروغ زد
حماقت شجاعت شد و ازتارهای ریا لباس تخصص بافت
عینک تخدیر مغزها راشست و به جایش تقدیر کاشت
اسکویلر آمارت را بگو !
و گوسفندان تایید کنید که شما را دوست دارد
به میان تان آمده و شما را آدم حساب می کند
قرار است که علف هاتان بوی نفت بگیرد
هر ماه سهمیه ای از کاه بدهند که گرسنه نباشید
و هر گاه که نیاز بود بع بع کنان حرف های اسکویلر را تایید کنید ؛
آب بدهند و جو بدهند که جفتک بزنید
11 اردیبهشت
بررسی امور جوانان خراسان شمالی در سالی که گذشتمی گویند وقتی رئیس جمهور وقت آمریکا از نشست سفینه شوروی به ماه جا خورده بود ، اولین کاری کرد وزیر آموزش و پرورش خود را عوض کرد و بودجه پیشنهادی این وزارت را برای سال بعد به 4 برار افزایش داد.
در علم کلام حقیقت دارای مراتبی است که نفیس ترین آن برهان است پس از آن مغالطه، جدل ،خطابه و در نهایت شعر است که به ترتیب از حقیقت بهره برده اند.
متاسفانه در کشور های جهان سوم جایی برای برهان نیست و هرچه هست شعر است و در کمال خوشبینی مغالطه است.
با یک خطابه به حقیقت دست می یابند و نهایت برهانشان برای دخالت و تصمیم گیری مغالطه است.
رسانه ملی صداوسیما بهترین وسیله ممکن برای خواب کردن مردم به شمار می رود و سیستم فیلترینگ و ارعاب روزنامه نگاران هم کاری می کند کارستان که در هیچ کشوری نمونه اش نبوده که درکش برای جهانیان آسان باشد.
واین پدیده خودسانسوری است که خوره ژورنالیسم و رکن چهارم کشور است.
رکنی که الکن و بی جایگاه است و برای همین مشکلاتی که بر این کشور عارض می شود بی درمان و نتیجه ای خاص دوباره تکرار می شود و جامعه را در محاق رنسانس کلیسایی فرو برده است.
به طور مثال در رویداد سکته قلبی" آیت ا.. توسلی" در مجمع تشخیص مصلحت، در حین دفاع از "سیدحسن خمینی" که به ادعای او به او توهین شده است و می شود و آن حرف هایی که مهم و تاثیرگذار است.
بعد رسانه ملی مرگ او را عادی جلوه داده و خبری از آن گفته نمی شود و این مطلب باز نمی شود که بر"سیدحسن خمینی" چه گذشته است که عضوی از تشخیص مصلحت که به جناحی متعلق نبوده د دفاع از وی سکته می کند.
و البته مطالعه کنید فرمایشات بزرگانی که با فرافکنی از توهینی که شده است سعی در انداختین توپ در زمین دیگران می کنند تا نکند اتش این غائله دامنشان را بگیرد.
این نمونه که در مورد پایه های انقلاب است در رسانه ملی این گونه بی تفاوت جلوه می کند پس حق دارد این رسانه که اعتراضات فرهنگیان را سانسور کند و در این روز مهمترین خبرش این باشد که "قورباغه ای در ژاپن صدای سگ در می آورد"
دیروز گزارشی نوشتم که تیترش در من احساس غروری ایجاد که این عنوان را انتخاب کردم.
" خوک ها می میرند"
خوک علاوه بر چندش آور بودنش بخصوص برای ما بچه مسلمان ها کسانی که کتاب جرج .ااورول را خوانده اند یاد باکسلر و ناپلئون می اندازد.
برای همین این احساس غرور در من مضاعف بود چون این کتاب را خوانده بودم.
ولی بعد از درج این مطلب به صورت گزارش ، احساس کردم غرور ایجاد شده در من مثل احساس شادی کودک برای گرفتن حباب از کف است که هرگز آن را بدست نمی آورد.
احساسی کودکانه از سر ظاهر بینی و نداشتن دور اندیشی.
چرا که با مردن چند خوک ریشه همه خوک ها کنده نمی شود.
در ثانی اگر خوک بمیرد گرگ که هست.
گرگ که با سرما جان می گیرد و زوزه اش فضا پر می کند و ترس است که بر جان می نشیند.
خوک اگر سر را با پنبه می برد گرگ با دندان ها تیزش که به گله می زند سعی دارد همه گوسفندان را خفه کند اگر چه در آخر کار خوراکش قسمتی از بدن یک گوسفند است که آن را هم به دندان گرفته و فرار می کند.
و سوم این که تا دنیا بوده تسلط خوک و گرگ و کفتار بوده است بر حیوانات بی پناه اگر چه این حیوانات در این تصور باشند که در پناه مالک انسان خود زندگی بی دغدغه ای خواهند داشت.
سوتی های صدا وسیما این روزها دیدنی است.
این سوتی ها به 2 دسته تقسیم میشود.
دسته ای که محتوای فیلم های مستند دارد و دسته ای که برنامه سازی سیما دارد.
مجالی برای بحث در مورد دسته اول نیست و نیازی به بیان من ندارد.
دلی یک مثال از دسته دوم:
در بخش خبری ساعت 14 مورخه 13/11/86 گزارشی از نوکری شاه برای آمریکا پخش شد که امام می گفت :" در تصویری دیدم شاه مثل بچه های منظم کنار رئیس جمهور آمریکا که نشسته و عینکش را برداشته بود، ایستاده "که این گفتار از زبان امام بوددر همین حال تصویری که از تلوزیون برای سندیت حرف امام پخش شد عکس این ماجرا بود.
یعنی در عکسی که صدا وسیما پخش کرد شاه نشسته بود و جیمی کارتر ایستاده بود.
البته درست است که سربازان پیاده نظام این جریانات جوانان و تشکل های غیرولتی بود ولی در ایران وضعیت فرق می کرد.
یزید بعد از چند دهه شده بود امیرالمومنین مسلمانان جهان و در شهرهای سرزمین اسلام با نامش به عنوان امیرالمومنین خطبه ها آغاز می شد.
اگر رئیس جمهور بگوید: "بعضی ها نمی خواهند خدمت رسانی به مردم صورت گیرد" یعنی گرانی بیداد می کند و مردم به ستوه آمده اند.
مسلما با بکارگیری این استراتژی جوانان زیادی جذب این نوع از اخبار می شوند و خواه نا خواه حساسیت شان به اخبار سیاسی که پیش از این برایشان جذاب بوده است کاسته می شود.
شهروند ایرانی که صاحب بزرگ ترین ثروتها و ذخائر ملی است چرا این گونه ناچار و مستاصل در تاریکی های شب پاییز و زمستان برای منفعتی در حد 200 تومان بیاید و یک ساعت صف بایستد.
حتما چارخونه سریال مضحک صدا و سیما را دیده اید سریالی که به هر ترتیبی شده می خواهد بینندگان را برای خود نگهدارد.
یک تکه جالبی دارد که مرا به یاد نکته ای می انداخت که خودم هم نمیدانستم چه بود تا اینکه در اخبار 20و 30 یادم آمد.
خبرنگار این بخش خبری در خراسان جنوبی برای نشان دادن تلاش های دولت لخت و عریان رفته بود داخل یک استخر شنا و سرش را آورده بود بیرون و می گفت این اسختر را آقای احمدی نژاد ساخته است.
حالا متوجه شدید کدام قسمت چارخونه را می گویم؟
این مرغ 250 گرمی مال زمانی که فراد رئیس بود. و این مرغ 10 کیلویی مال زمان رئیس جونه ! حالا کی رئیسه؟