+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 13:41  توسط علی قلی زاده
|
+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 18:8  توسط علی قلی زاده
|
ای کاش می شد رنگ هایی که بین سیاهی و سفیدی قرار گرفته اند را دید
ای کاش می شد آدم ها را به سیاهی و سفیدی محدود نکرد
ای کاش می شد دیگران را احمق فرض نکرد
ای کاش می شد کمی صداقت داشت
ای کاش می شد !
+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 15:58  توسط علی قلی زاده
|
«به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد، به جز این سرا، سرایم
«سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را
چو از این کوير وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفهها، به باران،
برسان سلام ما را»
و حبیب که او را به زیبایی می خواند.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 9:44  توسط علی قلی زاده
|
