تبليغاتX
طلوع سلام

طلوع سلام

نوشته های روزانه و هفتگی "علی قلی زاده"

با حساس شدن مسئولان به مسئله اوقات فراغت و طراحی سیاست های مثمر ثمر برای مدیریت فراغت افراد جامعه ، مطالعه یکی از مهم ترین و استراژیکی ترین راه تسلط بر اوقات فراغت افراد جامعه و مدیریت آن است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 9:30  توسط علی قلی زاده  | 

اگر چه تحمیل مقام ولایتعهدی خلیفه برای دوران آشوب زده مامون و تحکیم دستگاه عباسی در ابتدا مساعد به نظر می رسید ولی هوشمندی و رفتار حکیمانه امام هشتم شیعیان موجب شد ؛ مامون خود را در بازی شروع شده اش بازنده قلمداد کرده و تنها راه نجاتش را در کشتن ولیعهد خود بداند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 5:41  توسط علی قلی زاده  | 

تنها راه خلاصی از تهدیدات اجتماعی در میان گذاشتن صادقانه این تهدیدات با مرد و رسانه هاست.

متاسفانه با لاپوشانی و پنهان کردن تهدیدات در پس ایجاد ظاهر مستحکم دردها نه تنها از بین نمی روند بلکه این کار موجب می شود حتی تمرکز مسئولان و برنامه ریزان به جای حل مسائل و مشکلات به سمت و سوی مسائل ظاهری برود.

متاسفانه این مشکل همواره از ابتدای انقلاب با این نیت که دشمنان به ضعف ما پی نبرند، دشمنان احساس نکنند ما مشکل و مسئله ای داریم، جهانیان احساس کنند که ما نظامی موفق هستیم و... وجود داشته است.

عدم وجود شفافیت در بیان مسائل تا چند سال گذشته به حدی بود که هیچ مسئولی نمی توانست حتی آمار کمی از افراد مبتلا به ایز را در ایران اعلام کند و این موجب شده بود که تبلیغات وسیع برای مبارزه با ایدز از سوی مردم نادیده گرفته شود.

در حال حاضر نیز در بسیاری از تهدید های اجتماعی هنوز منوال به صورت گذشته است و وضعیت متاسفانه به همین صورت است.

جریان محرمانه شدن آمار و ارقام واقعی تهدیدات و آسیب های اجتماعی هنوز هم تا لایه های پایین دست حکومتی وجود دارد و تنها مجریان دستگاه و مقامات عالی کشور از آمار دقیق آسیب های اجتماعی مطلعند.

اساتید دانشگاهی و بسیاری از صاحب نظران برای دستیابی آمار واقعی آسیب های اجتماعی چون خبرنگاران و اصحاب رسانه ناتوانند.

هنوز هم این دیدگاه وجود دارد که اگر آمار واقعی نوجوانان مبتلا به مواد مخدر اعلام شود آبروی نظام به خطر می افتد.هنوز هم آمار واقعی معتادان جامعه در حد 3 یا 2 درصد ارائه می شود در حالی که بوی تعفن مواد مخدر هر کوچه ای را فرا گرفته است.

هنوز هم احساس می شود اگر آمار دقق فحشا ارائه شود به اعتبار زنان بی حرمتی می شود.

ولی این سوال باقی است :آیا مسئولان به تنهایی می توانند بدون هم فکر ی و هم اندیشی با صاحب نظران و اصحاب رسانه بر این مشکلات پیروز شود؟

آیا پوسیدن درون جامعه درون ظاهر سالم خود مسئولان عالی مرتبه را به اشتباه نخواهد انداخت که از درون پوسیده غافل شوند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 5:35  توسط علی قلی زاده  | 

 

دیروز وقتی از دوشنبه بازار به طرف خانه می آمدم مردی را دیدم که تاریکی نشسته بود و در حالی که دمپایی در دست گرفته بود؛ داد می زد که کلاه می فروشد.

چند سالی بود که دست فروش بود ولی پیری و درد روزگار هوش از سرش برده بود که اینچنین درمانده شده بود.

خنده 3 جوانی که از کنارش می گذشتند بد جور آزارم داد.

به حدی که وقتی خانه آمدم با دیدن یک فیلم کوتاه که "مصفا" بدنبال کودکی و گذشته اش بود؛ اشک بی اختیار از چشمانم جاری شد.

شاید می خواستم من هم به کودکی برگردم.

براستی ما چه می کنیم؟

چه شده ایم؟

می خواستیم چه باشیم؛ و چه شد!؟

هر وقت دیوانه ای را می بینم به خود می لرزم.

یکی دیگر 15 سالی هست که دیوانه است.

آزاری ندارد.

یک خودکار دستش گرفته و روی اطلاعیه ها جمله و یا کلمه ای را خیلی ریز می نویسد.

گنگ و بی مفهوم!

مثل بی معنی بودن دیوانگی اش بعد از ماجرایی که بود و ضربه ای که به سرش وارد شد.

یکی دیگر هم هست که همیشه از جوانان پول یک نخ سیگار می خواهد و اگر هم ندادند راهش را ادامه می دهد.

بجنورد دیوانه هایش هم عجیبند و در حالی که کارهایشان عادی است ولی پر محتواست.

اگر داستان زندگی هر کدامشان را تعقیب کنی به فصلی پر از دردو محنت می رسی.

و از همه بدتر داستان منصور!

منصوری که از او داستان و حکایت های زیادی نقل است و عبرت آموز!

می گویند روزی منصور را دیدند که سگی را با شلاق می زد.

مردمی که از این کار او ناراحت شده بودند خواستند جلوی کار او را بگیرند و از او پرسیدند : چرا این حیوان را می زنی؟

او جواب داد: دیروز مردی را در میدان شلاق می زدند و همه می خندید و و ناراحت نبودید .

حال دلتان برای یک سگ که نجس است و از نگاه شما بی ارزش است می سوزد؟

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 8:31  توسط علی قلی زاده  |