تبليغاتX
طلوع سلام

طلوع سلام

نوشته های روزانه و هفتگی "علی قلی زاده"

 

پنجشنبه شب از برنامه سیمایک فیلمی سیاسی انتخاباتی با عنوان " همه مردان دلیر" به نمایش در آمد.

در این فیلم "ویلی استارک" با شعارهایی برای مردم نظیر اینکه" تا به حال برای شما کاری نشده است و باید در مقابل سرمایه داران ایستاد " به عنوان فرماندار ایالتی در آمریکا انتخاب می شود.

وقتی او برای مردم صحبت می کند "دافی" مشاورش می گوید:"مردم معتقدند خدا کنار"ویلی استارک" است.

وقتی"ویلی استارک" به قدرت دست می یابد مقابل بانکداران و سرمایه دارن قد علم می کند.

آنها وقتی به او ایراد می گیرند  چرا وعده های بی اساس داده است و استارک می گوید: به هر نحو که شده باید شعارهای انتخاباتی ام محقق شود!؟

در این مورد چند فرضیه وجود دارد.

1-      فیلمی با عنوان " همه مردان دلیر" ساخته آمریکاست ولی سفارش دوم خردادی هاست که به ضرغمی رشوه داده اند تا آن را به نمایش بگذارد.

2-      موضوع فیلم  " همه مردان دلیر" چیز دیگری است ولی دوم خردادی ها به دوبلرها و ضرغامی رشوه داده است تا موضوع فیلم را تغییر دهند و آن نمایش داده شود.

3-      ضرغامی می خواهد رئیس جمهور شود و به آمریکا سفارش داده این فیلم را درست کند.

4-      جریان آمشابه آقای احمدی نژاد در بسیاری از کشور ها حداقل برای یک بار هم که شده اجرا شده است و هیچ نگرانی در خصوص خیانت نیروهای داخلی و همدستی آنها با آمریکا وجود ندارد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 22:12  توسط علی قلی زاده  | 

مقاله ای که 2 سال گذشته برای سینا گذاشتم و احساس می کنم هنوز هم زنده است

اقبال ، شریعتی و جنبش روشنفکری مسلمانان

 

بنا به اعتقاد روشنفکران ،روشنفکری در آیین و منش اسلام چیزی فراتر از دین نیست بلکه عین دین است که امروزه به "روشنفکری دینی" مشهور است.

تاریخچه روشنفکری دینی در اسلام به زمانی برمی گردد که تعقل و تفکر از روح دین گرفته شد و به دست حقیقت جویانی چون "ملاصدرای شیرازی" با تکیه بر تعقل گرایی و بعدها "سید جمالدین" و "اقبال لاهوری" با مطابقت دادن با واقعیات دنیای معاصر پیگیری شد.

در منش و روش این روشنفکران حقیقت جویی براساس استدلالات عقلی و فلسفی شکل می گرفت و با اخباری گری در تناقض بود.

ولی روشنفکری به معنای عصر حاضر به خصوص در دو قرن اخیر به خاطر ایجاد مکاتب سیاسی و عقیدتی و مجاورت با این اندیشه ها از تنوع برخوردار بوده است.  

بر اساس نظر بسیاری از روشنفکران اسلامی ، اسلام فراتر از مكتب هاي سياسي است كه با عمر محدود خود پس از چندي به تزهاي بايگاني شده مي پيوندند و به صورت يك تجربه ي غلط مورد بررسي قرار مي گيرند ، می باشد.

روشنفکران اسلامی عمل به قرآن ، جلوگیری از تحریف اسلام و حکومتی که مورد نظر اسلام است را به خاطر تغییر و تحولات توده ها و پیشرفت علوم ، مورد توجه قرار داده و به آن توجه می کنند.

نظریاتی که با گذشت زمان به واسطه تعقل گرایی و وجود روحیه نقد هم  کهنه نمی شوند و به خاطر بیان اندیشه های حقیقت جویانه همواره برای نسل جوان جذاب بوده اند.

به نقل از کتاب احياي فكر ديني دراسلام "اقبال لاهوری" كه يكي از روشنفكران ديني معاصر محسوب مي شود با توجه به تحریفی که در اسلام عصر خود احساس می کند، مي گويد:"بر پيشاني صاف و پاك توحيد كمابيش مهر بت پرستي خورده و خصوصيت جهاني و غير شخصي كمال مطلوب هاي اخلاقي اسلام در فرآيند محلي شدن آن از بين رفته است.

تنها راهي كه در برابر ما باز است اين است كه قشر سختي كه اسلام را پوشانده و نظر بالاي آن را نسبت به زندگي متوقف ساخته است را از روي آن برداريم و از نو حقايق اصلي آزادي و برابري و مسئوليت مشترك را اكتشاف كنيم."

دكتر "شريعتي" نیز در صفحه 188 کتاب اسلام شناسي با توصيف وضعيت اسف بار دنياي اكنون ، رسالت هر مسلمان روشنفكر را در مبارزه با اين وضعيت بحراني اين گونه تشريح مي كند : "در جامعه ناآگاه و منحط ، و در جامعه اي كه مذهب ، دچار جمود شده است و سنت هاي مذهبي با سنت هاي بدوي و بومي مخلوط شده است ، و عالي ترين و بيدار كننده ترين عناصر فرهنگي يا مجهول مانده ، يا مسخ و يا فراموش شده است و يا بر ضد اقتضايش بكار گرفته شده است، و تاريخ مسخ شده است و ادبيات به صورت يك ماده تخدير كننده و مسموم كننده ، تزريق مي شود ، و جامعه دارد بصورت يك جامعه عامي منحط و بومي و بدوي در مي آيد ، در چنين هنگامي ، رسالت روشنفكر ، آگاهي دادن و بيدار كردن جامعه است ، و چنين هنگامي ، رسالت روشنفكر ، آگاهي دادن و بيدار كردن جامعه است ، و اتصال به فرهنگ و تاريخ جامعه خويش است .

بلند كردن آنكه در برابر نظام حاكم بر جهان و ارزش هاي تحميلي بر يك جامعه ي اسلامي و يا سنت هاي موروثي ضد اسلامي تمكين كرده و تسليم شده است ، كار روشنفكر است .

بايد بر سرش فرياد بكشد و بيدارش كند و استقلال فرهنگي و روحي و انسانیش ببخشد ؛ و ارزش هائي را كه حيات بخش است - اما بصورت ارزشهاي تخدير كننده و منفي تلقين و تزريق مي شود - بشناساند .

بدين ترتيب است كه روشنفكر مي تواند بدون خارج شدن از رسالت خاص روشنفكرانه اش ، بزرگترين سهم را در حركت اجتماعي داشته باشد ؛ و بدين شكل است كه كلمه ، تبديل به حركت مي شود و چنين است كه يك هنرمند نقاش ، شاعر ، بازيگر ، كارگردان ، نويسنده ، مترجم و يك سخنران و يك معلم مي تواند در جهتي كه جامعه و صميمي ترين عناصر انساني و آگاه جامعه در حركت است ، حركت كند و همگام با جامعه و در يك راه و يك هدف ، سلاح خويش را در دست داشته باشد."

از دیگر مشخصه های روشنفکری دینی توجه به قرآن به عنوان منبع اصیل دینی است .

"شریعتی" در قمستي ديگر از کتاب اسلام شناسي در صفحه 98درباره ي مظلوميت و غربت قرآن به عنوان بزرگترين و عظيم ترين خلفت الهي براي بندگانش مي گويد : " قرآن به گورستان برده شد و امروز هر چه را كه ارزشمند است بايد از قبرستان ها جمع كنيم . كه از آن نمونه اند دو شعار " الا الي الله المصير " و " انا لله و انا اليه راجعون " كه هر دو را در قبرستان آموختيم  اما در زندگي و در رفتار انسانها و در روابط اجتماعي و اقتصادي و سياسي جامعه مان معنايي ندارند "

وي با اشاره به محجور و غريب ماندن آيات انسان ساز و جامعه ساز قرآن كريم و عدم بهره مندي اكثر افراد جامعه اسلامي امروزين و به خصوص دانايان بي تعهد ايشان را به بي هدفي محكوم مي نمايد ودر صفحه 327 همین کتاب می گوید: "بيماري بزرگي كه فروغ و درخشش جامعه اسلامي اكنون ما را نسبت به قدرتمندي جوامع اسلامي اوليه ، به خاموشي كشانيده است ."

یکی از مشخصه های روشنفکری دینی اعتراض به قدرت است چراکه معتقدند قدرت همیشه زمینه ساز تحریفات بوده است.

 مردمی كه براي تثبيت خود صلاح به سازش با ستمكاران و سرمايه داران مستكبران مي بينند مسلما نمي توانند از معيار هاي یک انسان آزاده و روشنفکر برخوردار باشند و همواره افرادي بي اراده و بي مسئوليت خواهند بود .

به قول اقبال لاهوري در صفحه 169 احياي فكرديني دراسلام "اسلام وفاداري نسبت يه خدا را خواستار است ، نه وفاداري نسبت به حكومت استبدادي را اجتماعي كه بر چنين تصوري از واقعيت بنا شده باشد بايد در زندگي خود مقوله هاي ابديت و تغير را با هم سازگار كند»

قدرتي كه به تزوير وظاهرسازي واخلاق رياكاري افراد جامعه پا می گیرد و به آن دل می بندد.

بگذر از فقري كه عرياني دهد                               

واطلب فقري كه سلطاني دهد(لاهوري )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 17:59  توسط علی قلی زاده  | 

بعضی از اوقات سرم می زند که شعر بگویم و گاه داستان و گاه یادداشت.

یکی عاشقانه یکی سیاسی و یکی دیگر طنز.

در عین اینکه همه گزارشی جدی و سیاسی را تهیه می کنند سرم می زند که گزارشی طنز تهیه کنم.

"حاج اصغر خان" را 78 نوشتم و فکر می کردم سال بعد آن را چاپ می کنم .

سال 82 " داتان دیگری با حول محور "یدا.. صنعتگر" !

هر دو داستانسیاسی بودند و طنز. اگر در زمان خود چاپ می شدند خیلی مطرح بودند.

سال گذشته 2 قطعه داتان کوتاه اجتماعی نوشتم و هفته گذشته با استعفای یکی از مسئولان میخواستم یک داستان کوتاه دیگر بنویسم.

همه این داستانها را اگر جمع کنم و در کنار دیگر کارهایم از جمله شعر گفتن هر از چندگاه و خبرنگاری و گزارشگری و تدریس هنر طراحی و ساخت نماهنگ و مشاوره برای برخی از امور دولتی و سیاسی را به آن بیافزایم و بتحصیل در رشته معارف اسلامی را هم به آن اضافه کنم ، فکر می کنم جواب مناسبی برای فعالیت های گوناگون و پراکنده ام پیدا کنم.

زمانی یکی گفت اگر در یک رشته مغزت را به کار بیاندازی معرکه می شود.

خب مسلما درست است. ولی آدم چند بار به دنیا می آید که فقط خود را به یک رشته منحصر کند.

مگر یک رشته می تواند این حس بزرگ لذت انسان را پاسخ دهد.

مسلما پراکنده کاری به انسان و حتی شهرتش لطمه می زند ولی برای خود آن فرد خیلی لذت بخش است.

آن فرد در همه کارها جسور شده و محافظه کار نخواهد بود.

وضعیت این افراد از پراکنده کاری 2 حالت دارد . اگر از بهره هوشی بالا و توان و پشتکار بالایی برخوردار باشد خواهد توانست در همه رشته ها متخصص شود و اگر در حد متوسط باشد حداقل خواهد توانست در این زمینه ها تبحر داشته باشد .در ساختار های اجتماعی و جامعه شناسی و علوم ارتباطات این افراد تعریف نشده اند.

توان آنها در علم مدیریت ناشناخته است و غالبا آنها را انسانها همه کاره بی کاره می دانند.

نظر شما چییست؟

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 9:55  توسط علی قلی زاده  | 

جوانان منتظر وعده های مسئولان ننشینند

 

بی شک جوانان یکی از مهمترین سرمایه های بزرگ هر کشور به حساب می آیند و این برداشت ممکن است در برخی از کشور ها این گونه باشد که جوانان یکی از مخاطرات و تهدیدات مهم آن کشور ها به شمار روند.

بر اساس این دو قرائت مدیریت کشورها در خصوص جوانان تنظیم می شود و جوانان آن کشورها متاثر از این سیاست ها در جامعه خود تعریف می شوند.

بر همین اساس در این مقاله سعی خواهد شد دو قرائت عمده ی موجود از جوانان مطرح شود تا پس از آن با مقایسه این دو قرائت با یکدیگر و همچنین مقایسه این دو با سیاست های کشورمان در مورد جوانان بهره مند شوید.

قرائت اول: جوانان یکی از مهمترین سرمایه های بزرگ هر کشور به حساب می آیند.

در این قرائت اهمیت به شهروندان در دستور کار است و جوانان به عنوان نیروهای خلاق ، مبتکر و کارآمد در راس توجهات سیاست های آن کشورها در نظر گرفته می شوند.

توجه به شادی ، سرگرمی ، ورزش ، هنر و فعالیت های اجتماعی جوانان از مهمترین سیاست هاست چرا که با شادی جوانان آنها به مراتب از اعتیاد و خودکشی فاصله گرفته و بادر نظر گرفتن ورزش و هنر و فعالیت های اجتماعی ، جوانان از انرژی های موجود در جهت مثبت رها می شوند.

اهمیت دادن به خواسته جوانان یعنی احترام به سرمایه های بزرگ کشور و این یعنی جلوگیری از فرار مغزها!

در این جوامع هیچ مسئولی حق ندارد دروغ گفته و وعده تو خالی بدهد .اگر دروغ گفت وعده توخایل داد . اقوامش را با پارتی استخدام کرد ، باید تنبیه شود.

تنها میزان و مرجع تصمیم گیری در قالب این کشور ها اکثریت مردم است .

قرائت دوم: جوانان یکی از مخاطرات و تهدات مهم آن کشور ها به شمار روند.

در این قرائت مهم نگهداشتن قدرت و تثبیت جامعه است. شهروندان و نظرات آنها اهمیت چندانی ندارد و جوانان مهم ترین نسل مشکل سازی هستند که همواره باید آنها را تحت نظر گرفت.

ابتکار و خلاقیت جوانان از نظر معتقدان به این قرائت  اهمیت دارد ولی آنها نمی توانند به خصوص به این جوانان اعتماد کنند.

چون از نظر ایشان  اگر به این جوانان بها داده شود ممکن است به آنها خیانت کنند و یا یا مورد توجه مردم قرار گیرند.

این جوامع اگر چه کشوری جوان باشند ولی مسئولانشان را از میان افراد میانسال و حتی پیر انتخاب می کنند.

ایشان علت عدم انتخاب جوانان را دلایلی چون ، بی تجربگی، عدم اعتمادسازی وحتی این که دشمنان به جوانان نظر دارند ، عنوان می کنند.

در این کشور ها به علت نبود شادی و نشاط در جامعه و سرگرمی های سالم جوانان به اعتیاد و بزهکاری رو می آورند و خودکشی در میانشان رواج دارد.

انرژی اکثر جوانان این کشورها در هیجانات مخفی از جمله مزاحمت برای دیگر شهروندان، دزدی، سایت گردی های بی هدف و نافرمانی های مدنی است.

فرار مغزها در این کشور ها از بدیهی ترین ویژگیس هاست چرا که در این جوامع دادن وعده های توخالی ، دروغ گفتن از سوی مسئولان معمولی ترین ویژگی های مسئولان این کشورهاست و اغلب در مقاطعی که مسئولان این کشورها احساس می کنند که حضور مردم برای آنها ضروری است وعده های باورنکردنی تری اعلام می کنند.

تنها میزان و مرجع تصمیم گیری در قالب این کشور ها تعداد کمی از مردم حتی ممکن است چند نفر  باشند.

مسلما در کشور ما که عمری 29 ساله دارد سیاست های محکمی برای جوانان در نظر گرفته نشده است.

سیاستهایی که جوانان به اتکای آن زندگی توام با رضایت را داشته باشند.

بر همین اساس حضور جوانان برای استیفای حقوق حقه خود و همچنینی مسئولیت های نظام باید در دستور کار جوانان قرار گیرد.

تشکل های جوانان از مهمترین جاهایی هستند که جوانان با فعالیت در آنها می توانند به جوان شدن کشورشان خدمت کنند.

متاسفانه جوانان در کشور ما به گونه ای تربیت می یابند که منتظر باشند تا شاید روزی مسئولی بخواهد به آنان اهمیت دهد.

هیچ نشده است که جوانان یکدل و هم صدا از مسئولان و سیاست گذارانشان بخواهند تجربه کردن را تجربه کنند.

متاسفانه مسئولانی که از ابتدای انقلاب در عین جوانی مسئولیت های را عهده دار شدند به جوانان برای گرفتن مسئولیت ها اعتمادی نمی کنند .

از همه بدتر به کارگیری افرارد بازنشسته در بدنه حکومت و مسئولیت هاست. نگارنده با تمام احترامی که برای پیشکسوتان قائل است معتقد است نباید هزینه بی اعتمادی به جوانان را مردم یک کشور پرداخت کنند و مسئولان کشورشان روز به روز پیرتر و محافظه کارتر شوند.

از ریسک و تجربه های جدید بترسند و برای سرپوش گذاشتن به بی اعتمادی نسبت جوانان روش سرکار گذاشتن جوانان را در پیش گیرند.

جوانان منتظر وعده های انتخاباتی مسئولان خود ننشینند و منتظر نباشند که شاید روزی مسئولانشان به یاد وعده هایی که داده بودند بیافتند تا شاید کاری انجام دهند.

جوانان معتقدند که می توانند کشورشان را آباد سازند و با ایده هایی که در سر دارند اساس جامعه را متحول سازند با ایجاد تشکل های غیر دولتی از جمله، سازمان های مردم نهاد(سمن) ، شرکت های تعاونی و حتی شرکت های خصوصی با استفاده از بند جیم اصل 44 قانون اساسی کارها را عهده دار شوند.

مسلما توجه به این بند که در قانون اساسی هم لحاظ شده است و از سوی رهبرانقلاب مورد توجه قرار داده شده است یکی از راه های مقابله با پیری مدیریت کشور است.

بر اساس این بند دولت موظف است کارهایی را که نهاد ها ، سازمان ها  و... خصوصی می توانند انجام دهند را به آنان واگذار کند.

 

 

علی قلی زاده

دبیر سازمان مردم نهادخانه نشر فکر جوان

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 17:41  توسط علی قلی زاده  | 

چند روز پیش در میان اصحاب مطبوعات استان  مسئله ای به وجود آمد که به شدت مرا متاثر و متاسف کرد.

در جمعی که من نشسته بودم و برخی دوستان با یکی شهردار بجنورد از بین 4 نفری که این جلسه را ضبط صوتی کرده بودند یکی سوتی داده بود و صدای این جلسه غیر مطبوعاتی را به یکی از اعضای شهر داده بود.

حرف چندانی زده نشد الا این که شهردار به یکی از مسئولان استان گفته بود به درد آب دادن به بز می خورد و اینکه برخی از اعضای شورا زیر آبی می روند.

حرف جدیدی نبود وی  و دیگر کسانی که حرف زده بودند جلوی آن افراد هم این حرف ها را اگر بخواهن تکرار می کنند ولی شکلیت این کار خیلی سئوال برانگیز است.

چندی پیش نوشتم ای کاش همه حس مسئولیت داشتند به خصوص خبرنگاران.

خبرنگاران در ابجنورد اگر چه اکثرا آماتور هستند ولی تا حدودی به توسعه شهر خود متعهدند و متاسفانه در بیشتر اوقات هم متعد به منافع شخصی خود.

البته با نزدیکی ام به این طیف شخصا به آنها حق می دهم. خبرنگاران در کشور ما به جایی محکم متصل نیستند.

اگر مسئول یک اداره زپرتی به یک خبرنگار گیر بدهد به راحتی می تواند نانش را آجر کند.

بسیاری از نویسندگان ویژه نامه خراسان کسانی هستند که با حقوقی درحد 10 هزار تومان زندگیشان را سر می کنند.

نسیم بجنورد قادر به استخدام خبرنگار نیست و مدیر اجرایی این نشریه هنر که بکند هزینه تایپیستش را بدهد.

آوای اترک اگر به جناح دوم خرداد متصل نبود تا به حال معلوم نبود چقدر خاک باید روی مجوزش می نشست.

و خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) اگر جرات دارد فقط یک هفته انتقادی بنویسد.

متاسفانه این قصه تلخ فضای مطبوعاتی استان است. البته اگر تراژدی ایلنا را به آن نیافزاییم که نه حمایت مالی دارد و نه پشتوانه معنوی برای حمایت از خبرنگارش.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 8:45  توسط علی قلی زاده  |