تبليغاتX
طلوع سلام

طلوع سلام

نوشته های روزانه و هفتگی "علی قلی زاده"

 

اول: روزنامه «جمهوری اسلامی» در سرمقاله شماره روز چهارشنبه خود نسبت به خروج دولت نهم و شخص رییس‌جمهوری از «مسیر تعادل» هشدار داد و نسبت به سکوت رسانه ها مطالبی را مرقوم نموده است.TinyPic image

سرمقاله «جمهوری اسلامی» تاکید دارد: به نظر می‌رسد سكوت درباره این امور جایز نیست و به معنای ترجیح دادن منافع جزئی بر مصالح كلی نظام و كشور و ملت است
در ادامه این مطلب آمده‌است: می‌توان به سبك روزنامه‌های وابسته به دولت و رسانه‌ملی برای تعدادی ازتصمیمات دولت هورا كشید و كف زد و تفسیر و تحلیل و سرمقاله منتشر كرد و البته بعد از دو سه روزی با كمال شرمندگی یكباره سكوت فرمود و یا آن تعریف و تمجیدها را پس گرفت. اما این‌ها زیبنده رسانه‌های یك كشور اسلامی و انقلابی نیست معلوم است كه از باب « حب الشیئی یعمی و یصم» یا براساس «منافع و مصالح جناحی» و یا به‌صورت «دستوری» می‌توان مرتكب چنین روش‌هائی شد ولی اصحاب چنین رسانه‌هائی قطعا نمی‌توانند به این سئوال پاسخ بدهند كه امكانات و اموال بیت المال را آیا می‌توان اینگونه در خدمت تمایلات قرار داد؟ 

دوم: آفتاب: برخی محافل خبری محلی از کمک عجیب 200 میلیونی یکی از استانداران جنوب کشور به نمایندگی یک خبرگزاری برای ممانعت از فعالیت یک خبرنگار در این استان حکایت دارد

یک منبع مطلع در جنوب کشور در این خصوص به روزنامه قدس گفت: اختلاف نظر میان استاندار یکی از استان‌ها با یکی از معاونان اسبق خود، موجب شده تا این موضوع به رسانه‌ها نیز کشیده شود
بر اساس این اخبار، خبرنگار مذکور پیش از این سمت معاون برنامه‌ریزی این استانداری را برعهده داشته که دو ماه پیش با بالا گرفتن اختلافات میان وی و استاندار، از کار برکنار شد
شنیده‌ها حاکی است،این استاندار به شدت دنبال جلوگیری از فعالیت‌های خبری این فرد بوده و در برخی محافل خصوصی نیز گفته تا او را بایگانی نکنم، خیالم راحت نمی‌شود.

سوم :رکن چهارم دموکراسی چیست؟

 چه کسی بود که گفت: رسانه ها باید چشمان ناظر ملت باشند !؟

اصولا شفاف سازی خوب است یا بد؟

چه کسی باید حافظ فضای آزادی برای مطبوعات و رسانه ها باشد؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 0:47  توسط علی قلی زاده  | 

دو روز پیش در بجنورد نیوز در مورد عدم اطلاع رسانی ها مطلبی گذاشتم امروز وقتی نظرات را نگاه می کردم نظری را از یک خبرنگار دیدم که مرا ناراحت کرد.

وی نوشته بود که وضعیت خبرنگاران از فرهنگیان بدتر است و فرهنگیان هر روز حقوقشان افزایش دارد و به طعنه گفته بود: تعطیلات به فرهنگیان خوش بگذرد.

متاسفانه همه به روزمرگی تن داده اند چیزی به نام تعهد و مسئولیت وجود ندارد.

متاسفانه پس از انقلاب آنقدر روی مسئله تعهد تاکید شد و به نام تعهد گندهایی به بار آمد که این کلمه زیبا همچون اخلاق، مسئولیت پذیری و دینداری لوث شده است.

کسی دیگر نمی خواهد کمی تامل کند که وظایفش در قبال دیگران چیست.

انسانهایی که به ماشین های مادی برای بلعیدن روزمرگی تبدیل شده اند.برای این بلعیدن دروغ، فریب، نیرنگ ، تهمت به دیگران اساس کار شده است.

ریا و تظاهر مایه اصلی دیگر این زندگی است. به طوریکه اگر نقشت را خوب بازی کنی سفارش ت را حتی در دنیای دیگر هم می کنند.

در این زندگی رسما انسانهایی ایده آل هستند که دم بر نیاورده و اعتراض نکنند.

دیروز مطلبی تحت عنوان " شایسته سالاری در انگلستان " را که در نشریه آوای اترک منتشر کرده بود را مطالعه می کردم و خواستم یکی از همکارانم را به خواندن این مطلب دعوت کنم.

وی گفت هر چه کمتر بدانی بهتر است.

و باز با تاکید گفت: علی جدی می گما ! باید خودتو بزنی به .....!

( فردی دیندار که نمازش را باید حتما درمساجد بخواند)

این همکار که سعی می کرد تجربه اش را به من تاکید کند ، شاید راست می گفت.

متاسفانه در این کشور انسانهایی که بخواهند بدانند جایگاهی ندارند به خصوص انسانهایی که بخواهند بدانند و برای دیگران روشنگری کنند.

متاسفانه همه خود را به راهی زده اند که گربه شاخشان نزند.

کجاست آن علی که بیاید و داد زن یهودی را بستاند ؟

کجاست آن ابوذر که با چوبش به اباسفیانی های زمانه چوب اندازد؟

کجاست آن مردان پاکی که اندیشه ایجاد حکومت و جامعه صالحان را در سر می پروراندند؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 18:32  توسط علی قلی زاده  | 

خیلی دلم تنگ است

   هر نوایی که می شنوم بد آهنگ است

                                            زمستان است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 18:4  توسط علی قلی زاده  | 

تا چند لحظه دیگر باید برای عزیمت به نمایشگاه کتاب تهران به ترمینال بروم فکر کنم حدود ۳۰ نفر .

اکثرا دانشجو هستند و عضو سمن خانه نشر فکر جوان .متاسفانه هرچه تقلا کردیم از کمک های دولتی خبری نبود .

علی رقم قول های مدیر کل میراث فرهنگی این اداره کل  نهایت عدم همکاری اش را نشان داد .

متاسفانه مسئولان به سمن ها بدبینند و حتی به صورت نمادی هم حاضر نیستند به جوانان کمک کنند.

از طرفی می گویند نمایشگاه کتاب امسال پر از بی برنامه گی است .شاید اگر قولی به کسی نداده بودم این اردو را کنسل می کردیم .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 17:14  توسط علی قلی زاده  | 

12 اردیبهشت مطلبی از «سعید ابوطالب» با عنوان:" اخلاق ورزی در عالم سیاست " مطلبی

نوشته بودم.

نوشته بودم  ابوطالب در عین حالی که از طیف اصولگرایان است ولی حزبی و جناحی نیست. وی نمونه ای از مردان اخلاق گرا در عالم سیاست است که احتمالا در این مملکت که شرایط پذیرش و درک این افراد را ندارند هزینه های زیادی را باید به خاطر اظهارات مستقلانه اش پرداخت کند.

شنبه هفته جاری در تاکسی نشسته بودم که مجری برنامه"25" گفت که 2 تن از میهمانان برنامه اش گرامی مقدم نماینده فراکسیون اقلیت و «سعید ابوطالب» نماینده فراکسیون اصولگرایان حضور دارند.

در این مواقع که یکی از شخصیت های استانی در رادیو و یا رسانه هیای دیگر سراسری مورد توجه افکار عمومی قرار می گیرد یکی از خصلت های خوب یا بدم ،ایجاد غرور شهروندی است.

حال این فرد می خواهد رحمانی فضلی باشد، علی محقر باشد، موسی الرضا ثروتی باشد و یا دکتر قلی زاده!

گرامی مقدم در مقایسه با ابوطالب وزنه ای سنگین بود .وی چه در بیان مطالبش و چه استفاده از بیانات طرف مقابلش به گونه ای ارائه می کرد که امتیازات زیادی به نفع افکار جناح خود می گرفت.

بی شک گرامی مقدم یک کارکشته سیاسی است که می تواند با ورود به مسائل دیپلماتیک نیز به خوبی بدرخشد.

یکی از دلایل ضعف ابوطالب در این مناظره ، واگذاری آگاهانه  میدان به طرف مقابل بود.

به طور مثال در یک قسمت :

 ابوطالب: مطالبی هست که نمی توان گفت.

مجری: پس کی می خواهید مطالب را به مردم بگویید و...

(ابوطالب راضی می شود که بگوید):سی نفر در مجلس هستند که نمی گذارند نمایندگان اصولگرا کار کنند . این سی و چند نفر همان هیات رئیسه و..

گرامی مقدم: یعنی اقلیتی بر اکثریت مجلس حکمفرمایی می کنند؟و..

مجری رادیو جوان در پایان از  گرامی مقدم دعوت کرد تا در برنامه هفته بعدی نیز حضور یابد.

یعنی شنبه ساعت 13:30 برنامه 25 رادیو جوان.

یک مطلب دیگر راستی چرا اکثریت نمایندگان مجلس باید عقلشان را بدهند به دست این سی و چند نفر؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:44  توسط علی قلی زاده  | 

در"تنفس در غبار" نوشتم وضعیت غیر قابل تحملی است ولی اگربی درد باشی مسئله ای نیست!

یکی تماس گرفت و گفت : خیلی پردرد تشریف دارم!

به او گفتم به نظرت این درد نیست که بدون اینکه از ماجرایی در مازندران با خبر باشی یک روز این خبر را بخوانی که" تعدادی از دانشجویان بازداشت شده دانشگاه مازندران در حوادث اخیر با "مهدی کروبی" دیدار و گفت‌وگو کردند" در حالی که این خبر و پیشینه ها را هم بکاوی خبری را پیدا نکنی.

به نظر شما این تنفس جانفرسا نیست؟

مرگ تدریجی چیست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 5:12  توسط علی قلی زاده  | 

 

با پایان گرفتن تمامی اولتیماتم ها و استفاده از حربه های فشار معلمان بر دولت جریانات فرهنگیان که از سال گذشته برای خواستن مطالباتشان از دولت آغاز شده بود رو به اتمام نهاد و اعضاي فراكسيون اقليت  و دیگر نمایندگان مجلس‌‏هفتم خانواده معلمان بازداشت شده را برای نشستی پذیرفتند.

به گزارش ایلنا خانواده‌‏هاي هيات مديره كانون صنفي معلمان ايران در جلسه فراكسيون اقليت مجلس حضور يافته و خواستار تسريع در آزادي معلمان بازداشت شده شدند.
در اين جلسه تعدادي از نمايندگان فراكسيون ديگر مجلس حضور يافتند.

شب همان روز که برخی وبلاگ ها نیز خبر از برخوردهای تندی با معلمان مقابل مجلس می دادند ایلنا در یک خبر نوشت :موسویان و معلمان بازداشت شده با قرار وثیقه آزاد می شوند.

همان روز طرح استيضاح وزير و آموزش پرورش بر اساس اصل 89 بند 1 قانون اساسي و مواد 227 تا 235 آيين نامه داخلي مجلس شوراي اسلامي پس از كشمكش‌‏هاي بسيار در مجلس‌‏هفتم سرانجام اعلام وصول شد.

يكي از طراحان استيضاح وزير آموزش و پرورش به ایلنا گفته بود:مقاومت و اصرار حداد عادل و باهنر موجب حذف 40 درصد از موارد متن استيضاح فرشيدي شد.
این متن که  17 بند داشت قبل از این دارای 26 بند بود.
به گزارش خبرنگار پارلماني ايلنا، رضا طلايي نيك، مخبر فراكسيون وفاق و كارآمدي مجلس هفتم، در جمع خبرنگاران گفت: مسلط نبودن وزير و ضعف در مديريت راهبردي و ناتواني در تعامل با ساير نهادها و سطحي نگري و نيز عملكرد ضعيف در صيانت از شان و جايگاه معلمان و نابساماني در امور مالي و پشتيباني از متن استيضاح به علت اصرار آقايان حداد عادل و باهنر حذف شد.
وي، تصريح كرد: با 60 درصد متن باقيمانده استيضاح وزير آموزش و پرورش، معضلات و ناكارآمدي و نارضايتي ها در عملكرد فرشيدي مطرح خواهد شد.
طلايي نيك، گفت: علي رغم اعمال فشار سنگين به اكثر استيضاح كنندگان تركيب امضاء كنندگان از سه فراكسيون اصلي مجلس است و هيچ يك از فراكسيون هاي اصلي مجلس به عنوان متولي استيضاح نيستند.
وي،تصريح كرد: در صورت استعفا يا وعده رييس جمهور براي جابه جايي وزير آموزش و پرورش در چند ماه آينده امكان مطرح نشدن استيضاح وجود دارد.

مرتضي تمدن عضو شوراي مركزي فراكسيون اصولگرايان مجلس‌‏هفتم هم با اعلام خبر بررسي استيضاح وزير آموزش و پرورش در نشست صبح امروز اين فراكسيون گفت: فراكسيون در برابر اقدام به استيضاح وزير آموزش و پرورش مقاومت نمي‌‏كند و باید این متن پیش از این به صورت قانوني اعلام وصول مي‌‏گرفت .

نماينده شهركرد تاكيد كرد: نتيجه اين مساله بايد به تصميم نمايندگان مجلس واگذار شود و وزير بايد پاسخگوي سوالات نمايندگان باشد.

احتمالا استیضاح  فرشیدی رای خواهد آورد ولی رویکرد آموزش و پرورش به خاطر مقاومت شدید دولت تغییری نخواهد کرد و فرد دیگری برای ادامه برنامه های بسته شده فرشیدی خواهد آمد و نمایندگان دیگر فرصتی نخوهند داشت پیگیری کنند آیا وزیر جدیدی که آمده است برای بهبود 17 بند متن استیضاح وزیر قبلی تلاشی کرده است یا نه؟

یا به قول معروف حاصل کارشان ربرای تغییر وزیر چه بوده است؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 5:9  توسط علی قلی زاده  | 

وضعیت غیر قابل تحملی است ولی اگربی درد باشی مسئله ای نیست، عادت خبرخوانی نداشته باشی کمی مشکلات کمتر است، همچنین اگراینترنت بلد نباشی بهتر است البته برای حل مشکل صدا و سیما هم حداقل می توانی پای برنامه های  کانال های مختلف ماهواره باشی  و اگر بی سواد باشی مشکلات خیل کمتر است و این می شود یک شهروند مورد نیاز برای نظام کنونی.

یک بی خیال بی درد.

اگر بگویند شعار بده شعار می دهی اگر بگویند فلانی بد بود می گویی بد بود و چند فحش هم با توجه به اینکه از مدتها پیش تربیت شده ای می دهی.

خبر زرین کلک اعصابم را بهم ریخت.

مردی که برای خود یک مغز و سرمایه است در کشور ما به یک متجاوز به یک دختر دانشجو معرفی می شود.

به راستی ما با میراث هایمان چه می کنیم؟

در این کشور چه می گذرد که "زرین کلک" که خدای انیمیشن ایران است به عنوان یک متجاوز باید توبیخ شود؟

آیا درست است برای تصفیه های حزبی جناحی و سلیقه ای میراث های ماندگار و چهره های بین المللی مان را لجن مال کنیم؟

 

 

متن اصلی خبر از یک سایت اصولگرا؟

شریف نیوز

تجمع در دانشگاه تهران؛
شكستن حرمت دانشجوی محجبه در دانشگاه تهران

 

در پی اهانت یکی از اساتید دانشگاه تهران و کشف حجاب از یک دختر دانشجو  در کلاس درس، تعداد زیادی از دانشجویان مسلمان دانشگاه‌های تهران، با تجمع در مقابل سردر دانشگاه تهران،‌ نسبت به این اقدام و همچنین سکوت عجیب مسئولین در قبال آن، اعتراض کردند.

به گزارش خبرنگار «شریف‌نیوز»، در این تجمع که حاضرین در آن به بیش از 2000 نفر می‌رسیدند، دانشجویان با سر دادن شعارهایی ضمن اعلام انزجار شدید خود نسبت به این عمل شیطانی، خواستار برخورد قاطع مسئولین و جلوگیری از حضور عناصر لائیک و ملحد که نقطه‌ی سیاهی در محیط فرهنگی دانشگاه‌ها هستند، شده و از مسئولین کشور انقلاب فرهنگی  مجدد در محیط دانشگاه‌ها‌ و تصفیه‌ی آن را خوستار شدند.

دانشجویان معتقدند روند هتك حرمت به حجاب دختران محجبه در دانشگاه‌ها، از چندی پیش از دانشگاه شیراز شروع شده كه اخیراً به دانشگاه امیركبیر و سپس به دانشگاه تهران كشانده شده است.

سه شنبه عصر، دانشجویان در کلاس «زرین کلک» استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، فرشتگان ذهنی خود را به تصویر كشیده‌ بودند و در این میان یکی از دانشجویان اقدام به کشیدن طرحی نموده که در آن فرشته‌ای بدون موی سر نقاشی شده بود؛ این نقاشی با اعتراض استاد مواجه شده و استاد می‌گوید: «فرشته که کچل نمی‏شود»؛ در بین بحث میان این دو، یکی از دانشجویان محجبه کلاس به زرین‌کلک می‏گوید: استاد، حالا ایشان فرشته را کچل کشیده‌اند.

در این هنگام «زرین کلک» به این دختر  رو کرده و می‌گوید: «نکند تو هم کچل هستی» و بعد اقدام به برداشتن حجاب دختر برای دیدن موهای او می‌کند و رو به کلاس می‌گوید: «دیدید کچل نیست»!

زرین‌كلك، استادنمایی كه به صورت مدعو در این دانشكده فعالیت می‌كرده و دست به این حركت شنیع زده از دانشگاه اخراج شده است.

این استاد معلوم‌الحال از گذشته به داشتن انگیزه‌ها‌ی ضد دینی در دانشگاه معروف بوده و گفته می‏شود همواره به صراحت اعلام کرده دانشجویان علاقمند به حجاب بر سر کلاس من حاضر نشوند!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:44  توسط علی قلی زاده  | 

 

اخلاق ورزی در عالم سیاست

                                                   ilnaboj@yahoo.com

 

دو روز پیش خبری از«سعید ابوطالب» بی اندازه مرا به وجد آورد .

اظهارات وی در این گفتگو موید این مسئله است که آزداه گی و استقلال بهترین صراطی است که بی شک صراط مستقیم است.

از قرار معلوم دولت نهم در راستای تحقق اهداف خود لازم می داند سایت آفتاب را فیلتر کرده و کمک به خبرگزاری کارایران(ایلنا) را قطع کند.

ابوطالب نماینده تهران در مجلس و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس معتقد است چنین برخوردی با رسانه‌های رسمی دور از اندیشه سیاسی است.

نظرات وی درگفتگو با آفتاب چنین است:

*انسداد بین رسانه‌ها به نفع فضای سیاسی کشور نیست و مشارکت فعال مردم را در عرصه سیاسی محدود می‌کند

*رسانه‌ها در مقام نقد هستند و باید حاکمیت را نقد کنند، زیرا رسانه‌ها سخنگوی نیروهای اجتماعی تعریف می‌شوند که اگر محدود شوند، نیروهای اجتماعی محدود شده‌اند.

*حذف یا محدود کردن خبرگزاری ایلنا یا هر خبرگزاری و رسانه دیگر توهین به اصل رسانه‌ها است وحذف خبرگزاری کار(ایلنا) از برنامه‌های خبری دولت و توقیف سایت «بازتاب»به نظر من، ناشی از عدم باور به توده مردم است وگرنه اگر باور داشته باشیم توده‌ مردم حق دارند از طریق رسانه‌ها حاکمیت را نقد می‌کنند و ما را مورد پرسش قرار می‌دهند و مطالبات مردم به حاکمیت را نشان دهند، شاهد چنین برخوردهایی نخواهیم بود.

*رسانه، روزنامه و خبرگزاری در یک مقطع از یک دولت طرفداری می‌کند و در مقطع دیگر نسبت به همان دولت یا دولت‌های دیگر نقد خواهد داشت، زیرا دولت یک مفهوم دارد تنها افراد حاضر در آن تغییر می‌کنند.
*محدود کردن رسانه‌ها، توقیف سایت‌ها، عدم اجازه حضور به خبرنگاران در حوزه دولت و توقیف روزنامه‌ها (چه «سیاست روز» یا چه «شرق») همه اشتباه بوده و ابزار نقد را از مردم می‌گیرد.

*دولتی که تاب نقد نداشته باشد، روز به روز به اشتباهاتش افزوده می‌شود. طبق برنامه سند چشم‌انداز توسعه که در برنامه توسعه خلاصه شده توسعه رسانه‌های دیداری و شنیداری یکی از اصول است و این راهی که دوستان می‌روند، عکس مسیر توسعه‌ای است که در سال‌های پیش داشتیم.

*روزنامه، خبرگزاری و رسانه ممکن است اشتباهات کوچک و بزرگی داشته باشند ولی برخورد با آنها باید با روش و مجازات متناسب با قاننون مطبوعات باشد.

*ایجاد انسداد در مطبوعات به نفع فضای سیاسی کشور نیست، در شرایط سختی که در حال حاضر از نظر بین‌المللی طی می‌کنیم، باید مشارکت فعال مردم را داشته باشیم. این برخوردها تنها مشارکت و فعالیت مردم را محدودتر می‌کند.

*   *   *

بی شک حتما بسیاری از خوانندگان از ایراد چنین اظهاراتی از سوی یک فرد اصولگرا متعجب شده اید و متحرید که چگونه است فردی که اصولگراست اینچنین بی محابا آزادانه نظراتش را که بی شک باید برآمده از نظرات واکثریت مردم باشد را بدون ترس بیان کند.

ابوطالب علاوه بر اینکه حاضر است برای حمایت از خبرگزاری اصلاح طلبان(ایلنا) هزینه بدهد بلکه معتقد است رئیس جمهور برای احترام به فرهنگیان باید فرشیدی را عزل کند.

«سعید ابوطالب» از فیلمسازان صدا وسیماست و دستگیری وی در عراق پس از حمله آمریکا، یکی از دلایل مهم برای مشهوریت و انتخابش در مجلس هفتم بود.

آزادگی و استقلال و دور بودن از سکوت های سیاسی به نفع جناح خود ، بیزاری جستن از جنجال و فرافکنی برای دور کردن مردم از واقعیت از جمله موارد نادری است که سیاستمدارن این زمانه به آن معتقدند.

متاسفانه اخلاق ورزی در سیاست در عالم سیاست بی معناست و سیاسی کاری تنها حرف موجود در این گردونه است.

اگر چه پایبندی به اخلاق از سوی برخی از سیاست مداران هر از گاهی اعلام می شود ولی متاسفانه این کار دوامی ندارد.

همچنین است اظهارات آزادانه و مستقلانه که از سوی برخی از سیاست مداران هر از چند گاهی بیان می شود. متاسفانه گردونه سیاست به گونه ای رقم خورده است که اظهارات آزادانه و مستقلانه نمی تواند از سوی سیاست مداران دوام و ثباتی داشته باشد چرا که این سیاست مداران به خاطر بیان چنین اظهاراتی بعد از مدت کوتاهی از سوی جناح و طیف های سیاسی طرد شده و با از دسترسی به رسانه ناتوان شده و نمی توانند در عرصه های انتخاباتی آراء مردمی را کسب کنند.

و به قول معروف این افرداد ناچارند  تکلیف خود را مشخص کنند اینکه یا آزاده باشند و اخلاق گرا یا سیاستمدار و حیله باز!

البته حرف دیگری هم هست و آن اخلاق گرایی جامعه است.

در شرایطی که مردم به شدت از نیرنگ و حیله و دروغ های سیاستمداران به ستوه بیایند به سمت اخلاق گرایی حرکت خواهند کرد و نمایندگانشان را از طیف های  اخلاق گرایی انتخاب خواهند کرد.

ملت اخلاق گرا( در مسائل سیاسی) به رسانه های متعددی دسترسی دارند و از سواد بالایی در مفاهیم سیاسی برخوردارند.

ایشان سیاست مدارانشان را به خاطر کوچکترین دروغ ها نیز نمی بخشند و حتی حاضرند در راستای عمل به اخلاق و نوع دوستی علیه منافع دولتمردانشان قد علم کنند و آنها را محکوم کنند.

به نظر شما مردم ما به این شرایط رسیده اند که بتوانند نمایندگان خود را از بین افراد متعهد و اخلاق گرا انتخاب کنند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 8:7  توسط علی قلی زاده  | 

برخورد پلیس با زنان بدحجاب از آغاز هفته رما در تهران و دیگر شهرستان ها به صورت همزمان آغاز شد.

مسئولان نیروی انتظامی اجرای این طرح را موفقیت آمیز میدانند و می گویند: زنانی كه توسط مأموران دستگیر می‌شوند به پایگاههای پلیس امنیت منتقل و از آنجا توسط افسر نگهبان زن اطلاعات لازم از آنان اخذ شده و به همراه عكس آنان در سیستم ذخیره می‌شود.
 همچنین قبل از انجام كارهای انتظامی مأموران با منزل فرد دستگیر شده تماس می‌گیرند و خانواده وی را به مقر پلیس دعوت می‌كنند كه پس از مراجعه خانواده و تعویض لباس فرد دستگیر شده با اخذ تعهد از وی ، تحویل خانواده‌اش می‌شود و در صورتی كه این افراد برای بار دوم توسط مأموران دستگیر شوند پرونده آنها به مراجع قضایی ارجاع می‌شود.
البته قرار است ظرف چند روز آینده مصادیق برخورد با مردان بدحجاب اعلام ‌شود و طرح‌ برخورد با مردان دارای پوشش نامناسب نیز به زودی آغاز می‌شود.

به نقل از سایت آفتاب/گفتگو با سرهنگ سید محمد حسینی

 

 

اول: به راستی ما به کجا می رویم؟

آیا به راستی این طرح ها می تواند بنا به گفته مسئولان نیروی انتظامی اثرات مثبتی در جامعه داشته باشد؟

برای پاسخ به این سوالات بهتر است برگردیم به عقب.به زمانی که نه انقلابی بود و نه حکومت اسلامی!

در زمان شاه درست است که حکومتی به نام اسلام وجود نداشت ولی مسلمانی بیشتر از این حرفها بود.

پدرم می گفت در قدیم اگر کسی به مال کسی دست درازی می کرد و کارشان به مجادله می کشید شاکی به اعتارض آخرین تیرش را با قسم حضرت عباس پرتاب می کرد و به متهم می گفت : به حضرت عباس قسم بخور که راست می گویی و طرف اگر دست درازی کرده بود اعتراف کرده و از قسم دروغ دوری می جست.

در حال حاضر قسم خوردن مثل آب خوردن است و حتی یک لیوان آب هم روش.

البته این مشکل در کشورهای دیگر که حتی به دین هم مقید نیستند خیلی کمتر است .به اعتقاد جامعه شناسان ایجاد یک نسل دروغگو می تواند نتیجه یک سری کارهای گسترده اجتماعی باشد مثل ایجاد یک حکومت که در آن بسیاری از مسئولانش وعده های توخالی بدهند .

 

دوم: هنرمندی در همین شهر وجود دارد که با دیدن یک صحنه خشن در اوایل انقلاب از طرف کسانی که طرفدار انقلاب بودند علیه یک گروه موسیقی از انقلاب و سیاست به شدت زده شده است.

وی تابلویی داری که در آن نوازنده ویولون زن از دستانش جوی خون جاری شده است.

یک روز این آقا در همین شهر کوچک وقتی به کنسرت موسیقی رفته بود با دلهره زیادی نگران نوازنده ها بود.

هر چه به او می گفتیم شرایط عوض شده باورش نمی شد.

جلوه های خشنی که علیه هنر ایران در اوایل انقلاب روی داد اکثرهنرمندان به عنوان تاثیرگذار ترین افراد اجتماعی به خارج از ایران رفته و به همراه خود بسیاری از نخبگان و سرمایه گذاران داخلی را به دنیای غرب هدایت کردند.

 

سوم:در حالی که نسل جوان امروز تربیت یافته آموزش و پرورش و مراکز دانشگاهی این انقلاب است و اکثر این طیف از گزند دیش های ماهواره مصون بوده و تحت تعلیم رسانه بزرگ صداو سیمای جمهوری اسلامی قرار دارد و ایین همه برنامه ریزی نتوانسته است او را مطابق خواسته های ماموران ارشادی نیروهای انتظامی قرار دهد آیا می تواند خود را در مدت کوتاهی با برخوردهای تنبیهی که صورت می گیرد،مطابق خواسته های نیروهای انتظامی زندگی کند.

 

چهارم: بوی زننده سیاسی این طرح به شدت به مشام می رسد. به همان دلیل که زمان انتخابات عکس زنان بدحجاب در حالت رای دادن نمایش داده می شود این طرح یک کار سیاسی است و با توجه قرائنی که وجود دارد موجب دل آزردگی مردم از نیروی انتظامی و پلیس می شود.

چرا که پلیسی که نزد مردم برای تامین امنیت و کشف سارقان ناتون است و در سیستم اعتراف گرفتنش به شیوه دوره طاغوت صورت می گیرد قاعدتا با ورود به کار ظریف امربه معروف و نهی از منکر هنری جز متنفر کردن مردم از دین ارائه نخواهد داد.

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 7:48  توسط علی قلی زاده  | 

این روزها  روزهای پر مشغله و نگران کننده ای برای من و دیگر فرهنگیان کشور است.

بدون در نظر گرفتن مشکلات خانواده و فشارهای اقتصادی خبرهای تحصن و اعتراضات فرهنگیان خیلی برایم نگران کننده است.

وقتی می شنوم یکی از اعضای جامعه فرهنگیان را به خاطر شرکت در تحصن ها و اعتراضات دستگیر کرده اند به شدت ناراحت و عصبی می شوم.

چند سال پیش همین افرادی که دستگیر می شوند با انتخاب فرهنگیان به عنوان اعضای جامعه صنفی منصوب شدند.

بسیاری از این افراد به خاطر فعالیت های درخشانشان در جنگ 8 ساله و انقلاب انتخاب شدند و حالا برای کوچکترین فعالیت های صنفی دستگیر می شوند.

البته این مشکلات به مجلس نیز کشیده شده است و هیچ کسی تا به حال این اعتراضات را سیاسی و براندازانه ندانسته است چرا که فرهنگیان خود بهدت تاکید دارند آنها فقط برای حق و حوقوق خود اعتراض می کنند.

برخی مسئولان هم برای خوش رقصی می آیند و مزه می پرانند. یکی گفته بود: حقوق فرهنگیان بالاست.

روزنامه خراسان هم از قول دانش آموز نوشته بود: نمی دانم چرا با وجود بالا بودن حقوق فرهنگیان چرا اکثر معلم های ما در تاکسی تلفنی سر کوچه مان کار می کنند؟

چند سال پیش در حالی که اکثر فرهنگیان حرف از اعتراض می زدند یکی حق را به دولت می داد و اعتراض فرهنگیان را بی خود و بی منطق تلقی می کرد.

هیچ وقت عادت نکردم که به اقلیت توجه نکنم.بیشتر از اکثریت این افراد توجهم را به خود جلب می کند.

از او خواستم برایم توضیح بیشتری بدهد و او گفت: شان ما معلم ها خیلی بالاتر از این حرفهاست که به خاطر پول تحصن کینم.

از او پرسیدم فکر می کنی بهتر است فرهنگیان برای چه تحصن کنند شانشان رعایت می شود و او سوال صادقانه ام را طعن گرفت و دیگر حرف نزد ولی ادامه داد: همین معترضان کاری کرده اند که دیگر شانی برای معلم باقی نماند.

 باز بی اختیار پرسیدم :معلمان مقصزر بودند یا..؟

که سوالم را برید و گفت:عزیز من ما هم می دانیم حقوق کمی داریم ولی خب آخر چه می شود کرد باید قناعت کرد.

گفتم :یعنی کاری نمی شود کرد؟

و او گفت :اینجوری ها که فهمیده ام رهبر و رئیس جمهورمان از خدایشان هست عدالت باشد و نهایت سعیشان را به کار گرفته اند تا مشکلات حل شود.

با صداقت تمام این حرفها را می زد .اگر کسی از همکاران حرف از تشویق همکاران برای تحصن می زد از ته قلب احساس می کرد که او منافق است و...

ولی امسال همین همکار وقتی به مدرسه می روی از تو آخرین اخبار را می خواهد.

از تو سعی می کند آخرین خط مشی ها را بداند و خود هم می گوید حتی بیشتر از تو.

فیش حقوقی کارمندان شرکت نفت را با فرهنگیان مقایسه می کند و ..

هیچ نمی خاهم به رویش بزنم که چرا اینقدر متفاوت شده است.خوب می دانم که او در حال حاضر به منطق های جدیدی دست یافته است که حتی متفاوت شدنش را هم توجیه می کند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 12:46  توسط علی قلی زاده  |