اخلاق ورزی در عالم سیاست
ilnaboj@yahoo.com
دو روز پیش خبری از«سعید ابوطالب» بی اندازه مرا به وجد آورد .
اظهارات وی در این گفتگو موید این مسئله است که آزداه گی و استقلال بهترین صراطی است که بی شک صراط مستقیم است.
از قرار معلوم دولت نهم در راستای تحقق اهداف خود لازم می داند سایت آفتاب را فیلتر کرده و کمک به خبرگزاری کارایران(ایلنا) را قطع کند.
ابوطالب نماینده تهران در مجلس و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس معتقد است چنین برخوردی با رسانههای رسمی دور از اندیشه سیاسی است.
نظرات وی درگفتگو با آفتاب چنین است:
*انسداد بین رسانهها به نفع فضای سیاسی کشور نیست و مشارکت فعال مردم را در عرصه سیاسی محدود میکند.
*رسانهها در مقام نقد هستند و باید حاکمیت را نقد کنند، زیرا رسانهها سخنگوی نیروهای اجتماعی تعریف میشوند که اگر محدود شوند، نیروهای اجتماعی محدود شدهاند.
*حذف یا محدود کردن خبرگزاری ایلنا یا هر خبرگزاری و رسانه دیگر توهین به اصل رسانهها است وحذف خبرگزاری کار(ایلنا) از برنامههای خبری دولت و توقیف سایت «بازتاب»به نظر من، ناشی از عدم باور به توده مردم است وگرنه اگر باور داشته باشیم توده مردم حق دارند از طریق رسانهها حاکمیت را نقد میکنند و ما را مورد پرسش قرار میدهند و مطالبات مردم به حاکمیت را نشان دهند، شاهد چنین برخوردهایی نخواهیم بود.
*رسانه، روزنامه و خبرگزاری در یک مقطع از یک دولت طرفداری میکند و در مقطع دیگر نسبت به همان دولت یا دولتهای دیگر نقد خواهد داشت، زیرا دولت یک مفهوم دارد تنها افراد حاضر در آن تغییر میکنند.
*محدود کردن رسانهها، توقیف سایتها، عدم اجازه حضور به خبرنگاران در حوزه دولت و توقیف روزنامهها (چه «سیاست روز» یا چه «شرق») همه اشتباه بوده و ابزار نقد را از مردم میگیرد.
*دولتی که تاب نقد نداشته باشد، روز به روز به اشتباهاتش افزوده میشود. طبق برنامه سند چشمانداز توسعه که در برنامه توسعه خلاصه شده توسعه رسانههای دیداری و شنیداری یکی از اصول است و این راهی که دوستان میروند، عکس مسیر توسعهای است که در سالهای پیش داشتیم.
*روزنامه، خبرگزاری و رسانه ممکن است اشتباهات کوچک و بزرگی داشته باشند ولی برخورد با آنها باید با روش و مجازات متناسب با قاننون مطبوعات باشد.
*ایجاد انسداد در مطبوعات به نفع فضای سیاسی کشور نیست، در شرایط سختی که در حال حاضر از نظر بینالمللی طی میکنیم، باید مشارکت فعال مردم را داشته باشیم. این برخوردها تنها مشارکت و فعالیت مردم را محدودتر میکند.
* * *
بی شک حتما بسیاری از خوانندگان از ایراد چنین اظهاراتی از سوی یک فرد اصولگرا متعجب شده اید و متحرید که چگونه است فردی که اصولگراست اینچنین بی محابا آزادانه نظراتش را که بی شک باید برآمده از نظرات واکثریت مردم باشد را بدون ترس بیان کند.
ابوطالب علاوه بر اینکه حاضر است برای حمایت از خبرگزاری اصلاح طلبان(ایلنا) هزینه بدهد بلکه معتقد است رئیس جمهور برای احترام به فرهنگیان باید فرشیدی را عزل کند.
«سعید ابوطالب» از فیلمسازان صدا وسیماست و دستگیری وی در عراق پس از حمله آمریکا، یکی از دلایل مهم برای مشهوریت و انتخابش در مجلس هفتم بود.
آزادگی و استقلال و دور بودن از سکوت های سیاسی به نفع جناح خود ، بیزاری جستن از جنجال و فرافکنی برای دور کردن مردم از واقعیت از جمله موارد نادری است که سیاستمدارن این زمانه به آن معتقدند.
متاسفانه اخلاق ورزی در سیاست در عالم سیاست بی معناست و سیاسی کاری تنها حرف موجود در این گردونه است.
اگر چه پایبندی به اخلاق از سوی برخی از سیاست مداران هر از گاهی اعلام می شود ولی متاسفانه این کار دوامی ندارد.
همچنین است اظهارات آزادانه و مستقلانه که از سوی برخی از سیاست مداران هر از چند گاهی بیان می شود. متاسفانه گردونه سیاست به گونه ای رقم خورده است که اظهارات آزادانه و مستقلانه نمی تواند از سوی سیاست مداران دوام و ثباتی داشته باشد چرا که این سیاست مداران به خاطر بیان چنین اظهاراتی بعد از مدت کوتاهی از سوی جناح و طیف های سیاسی طرد شده و با از دسترسی به رسانه ناتوان شده و نمی توانند در عرصه های انتخاباتی آراء مردمی را کسب کنند.
و به قول معروف این افرداد ناچارند تکلیف خود را مشخص کنند اینکه یا آزاده باشند و اخلاق گرا یا سیاستمدار و حیله باز!
البته حرف دیگری هم هست و آن اخلاق گرایی جامعه است.
در شرایطی که مردم به شدت از نیرنگ و حیله و دروغ های سیاستمداران به ستوه بیایند به سمت اخلاق گرایی حرکت خواهند کرد و نمایندگانشان را از طیف های اخلاق گرایی انتخاب خواهند کرد.
ملت اخلاق گرا( در مسائل سیاسی) به رسانه های متعددی دسترسی دارند و از سواد بالایی در مفاهیم سیاسی برخوردارند.
ایشان سیاست مدارانشان را به خاطر کوچکترین دروغ ها نیز نمی بخشند و حتی حاضرند در راستای عمل به اخلاق و نوع دوستی علیه منافع دولتمردانشان قد علم کنند و آنها را محکوم کنند.
به نظر شما مردم ما به این شرایط رسیده اند که بتوانند نمایندگان خود را از بین افراد متعهد و اخلاق گرا انتخاب کنند؟