تبليغاتX
طلوع سلام

طلوع سلام

نوشته های روزانه و هفتگی "علی قلی زاده"

صدا و سیما نمی داند که نمی داند

 

صدا وسیما دیوانه وار می تازد. خدا نکند یک نفر با دید تخصصی به این جعبه جادو نگاه کند.برخی اوقات کسانی که نه تخصصی از ارتباطات دارند و نه روانشناسی یا علوم هنری از جمله فیلمنامه نویسی و... دادشان در می آید وای به حال کسی که از علوم یاد شده حداقل سرسوزن اطلاعاتی هم داشته باشد.

راستی شما اصلا فهمیدید پاپ چه گفته است؟

من که هر چه پیگیری کردم این را شنیدم:"مسلمانان فلان جا در اعتراض به سخنان پاپ تحصن کردند" و بعد از این قبیل اخبار پاپ یا نماینده اش:" ما غلط کردیم"

صدا وسیما همیشه عادت دارد حرفهایش را آنجور که می خواهد بزند نه آنجور که مردم انتظار دارند.

از دید این قدرت القائی و برای متاسفانه بسیاری از مردم اقناعی، نباید به مردم فرصت تحلیل داد. چون در این صورت از برخی از چیزهایی که ما نمی خواهیم سردرخواهند آورد.

باید لقمه را جوید و در دهان مردم گذاشت.

فکر و اندیشه به مردم ربطی ندارد ما (یعنی یک عده هویت ساز ) می نشینیم و از دید مردم فکر می کنیم تحلیل می کنیم و بر آیندش را به مردم القائ می کنیم .

یادتان هست اخبار 20 و 30 در ابتدا چقدر خوب پیش می رفت . برای اینکه فکر نکنید من اشتباه می کنم حالا ببینید اخبار مربوطه به اصلاح طلبان چونه تنظیم می شود.

به نظر من این اخبار در حال حاضر در جهت متحد کردن جبهه اصولگرایان و متفرق ساختن و کوبیدن اصلاح طلبان ماموریت اساسی دارد.

البته نه اینکه فکر کنید من سنگ اصلاح طلبان را به سینه می زنم به خدا باورتان نمی شود اگر می خواهند مقثل دولت قبلی باشند می خواهم سر به تنشان نباشدولی باور کنید مظلومیت بد دردی است.

البته مردم ما هم که حساس ! مظلوم شناسی شان گل می کند و در دور انتقال قدرت به آنها رای می دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 21:34  توسط علی قلی زاده  | 

حاجی بدهکار است

حج حرام و روضه رضوان حرام

تا به جا آورده باشد عدل مردم

به محض اینکه شنیدم حاجی باز به مکه مشرف شده است و تا چند روز دیگر برمی گردد فورا در جواب گفتم :"خدا قبول کند" ولی به این سفر افسوس نخوردم. چرا که من هم می توانستم تنها با برداشت مبلغی از پس انداز به مکه بروم و بقیه کارها که باطنی است چشم بپوشم.

هر وقت که وسوسه می شوم روزی به مکه بروم تنم می لرزد. لرزش از گناهانی که انجام داده ام و باید حق ناس را به جا آورم. همین فکر آنقدر سازنده است که موجب می شود قدری انسان از گناهانش بکاهد.

به راستی اگر روزی قصد مکه کنیم باید چه انجام دهیم؟

مسلما حداقل ترین کاری که باید کرد به جا آوردن حق الناس است که سخت ترین مرحله می باشد.

حاجی باز به مکه مشرف شده است و تا چند روز دیگر برمی گردد ولی فکر نمی کنم که احساس کند سبک شده است.

چرا که او حداقل به من بدهکار است .

او خوب می داند که با عشقم چه کرد و چگونه مرا آزرد.

حاجی بدهکار است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 21:12  توسط علی قلی زاده  | 

آوای تنها

نباید نشست و فقط نگاه کرد !

 

 

   چند روز پیش فرصتی به دست آمد تا از 2 نشریه محلی استان بازدیدی داشته باشم.ارمغان خراسان شمالی و آوای اترک!

   ارمغان بازارش داغ است وبا توجه به صفحاتی که از آگهی ها دارد نیازی به مطلب و خبر ندارد و اصلا برایش فرقی نمی کند که تیتر و مطالبش چه باشد.

   هم "جهانی" مدیر مسئولش و هم نشریه اش آدم را به یاد دوران جنگ می اندازد .

   ولی آوای اترک!

   نشریه ای پر از اخبار شرق است.یک نشریه که وابسته به جناح دوم خردادی هاست ولی به خاطر چند مساله مورد اقبال نیست.

اول: "براتعلی حاتمی"(رئیس سابق آموزش و پرورش بجنورد و معاون متوسطه سازمان آموزش و پرورش استان) ریاست این نشریه را بر عهده گرفته است.وی از قبل فردی محافظه کار بود که اکنون با افتادن از مسئولیت دولتی تا حدودی انگیزه دفاع از اعتقادات حزبی اش  را دارد ولی با این حال نمی خواهد کسی از دستش برنجد.

دوم:صاحب امتیاز نشریه "قربانعلی سلطانی "است که بیشتر دنبال فرصت است تا بیان اعتقادات شخصی و حزبی !

وی در حالی که سعی دارد آوای اترک ارگان رسانه ای دوم خردادی ها و حزب اعتماد ملی در خراسان شمالی باشد، تمایل هم ندارد نشریه اش را که به سختی به دست آورده از دست بدهد.

سوم: آوای اترک نشریه مدیران دولت خاتمی است که سمت خود را با آمدن دولت نهم از دست دادند .ایشان درحالی که می خواهند از دولتمردان حاضر انتقام بگیرند، چشم بر گرفتن پست نیز دارند حتی در این دولت اگر چه دور از ذهن باشد.

و چهارم اینکه این نشریه وابسته به جناح گرامی مقدم نماینده اصلاح طلب بجنورد است و مسلما این تعلق موجب می شود این نشریه در چینش مطالب از دیدگاه حرفه ای جناحی عمل کند .

حالا فکر کنید با این ملاحظات و مشکلات می توان چه انجام داد؟

دست تنها بودن حاتمی در دفتر نشریه آدم را بد جور ناراحت می کند .

می گفت دوستان نشریه همه رئیسند و از دور تماشا می کنند ولی من این حرف را قبول نداشتم و علت را علاوه بر ذکر مشکلاتی که در بالا آمده است، در فضای پس از تغییر و تحولات این دولت می دانم  و معتقدم اکثرا در هنوز در حالت شوک قرار دارند.

اگر چه سکوت فضای نشریه و دست تنها بودن حاتمی بی شباهت به خفقان سیاسی حاکم در سال های 70 تا 74 نیست.

بر این اساس فکر می کنم نباید نشست و فقط نگاه کرد !

باید باز دوباره شروع کرد چه فرقی می کند حاتمی یا یکی دیگری ! مهم این است که باید ساکت ننشست.

شاید من هم شروع کنم در یکی از نشریات استانی و دوباره بنویسم ولی این بار سعی می کنم بهتر از گذشته!

چندی پیش که نزد یکی از دوستان بودم گفتم که از ندیدن افق های پیش رو در کارهایم خیلی از خودم بدم می آید.

وی گفت: نباید آدم از خودش انتظار زیادی داشته باشد .و ی معتقد بود که کار من خیلی خوب بوده و با این توصیفات سعی می کرد ناامیدی را در من از بین ببرد.

باید دوباره ایستاد و قلم بر دست نوشت اگر چه دوست دارند ساکت و خاموش باشیم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 17:6  توسط علی قلی زاده  | 

بازی های صدا و سیما با مردم ادامه دارد

اول: دیشب اتفاقی افتاد که مرا به فکر عمیقی فرو برد که با تاسف همراه بود. اتفاقی که در سال های اخیر در بسیاری از خانواده های ایرانی خیلی روی می داد.

 اخبار 20 و 30 در آخرین بخش خود با هدف تعیین خبری از خاتمی پخش کرد که یکی از حاضران به عنوان یک قربانی رسانه ای پس از شنیدن خبر در عین حالی که جوان مودبی بود و با سیاست میانه ای نداشت ، از سر عصبانیت به خاتمی ناسزا گفت.

این رفتار را در سال های اخیر پای تلوزیون بارها و بارها مشاهده کرده بودم و هر بار به شدت معترض می شدم.

یک بار یادم می آید که صدا و سیما به گونه ای یکی از مراسم اصلاح طلبان را پخش کرد که یکی از نیروهای نظامی پشت سر هم به خاتمی ناسزا می گفت.

به او گفتم هر چه باشد او رئیس جمهور ماست از طرفی گفتن این کلمات در شان شما نیست و از سوی دیگر شما باید در سیاست بی طرف باشید و...

دوم:صدا و سیما یک رسانه فراگیر و بزرگ است و با جامعه رسانه ای بالایی روبروست. مثلا اگر تعداد جمعیت ایران 70 میلیون است حداقل از این تعداد 65 میلیون می توانند به تلوزیون دستیابی داشته باشند.

در برنامه های انتخابات همه معتقد بودند صدا و سیما خیلی خوب کار کرد و به مردم خدمت رسانه ای کرد ولی من معتقد بودم صدا و سیما چاره ای جز خوب کار کردن نداشت چرا که اگر کمی بد کار می کرد تعداد کمی از مردم برنامه هایش را نگاه می کرد.

به طور مثال صدا و سیما اگر یکی از کاندیدا ها را تحریم می کرد یا با آن کمتر مصاحبه می کرد. مسلما مردم به رسانه صدا و سیما به خاطر جناحی بودن نگاه نمی کردند و از طرفی شانس با آن کاندیدا همراه می شد و او به خاطر مظلوم واقع شدن در دور اول رئیس جمهور می شد.

بر همین اساس بنده معتقدم صدا و سیما در انتخابات سعی کرد با فراجناحی کار کردن تا می تواند مشتری جمع کند.

اکنون مشتری های صدا و سیما به حد مورد نیاز جمع شده است و ضرورتی وجود ندارد که این رسانه همچنان فراجناحی باشد.

خب حق هم با این رسانه است چرا که این رسانه که مردمی نیست که برای مردم دل بسوزاند. تازه همین قدر هم که لطف می کند همین خدمات را می دهد باید شکر گذار بود.( حالا فهمیدید که یکی از شروط میرحسین موسوی برای در اختیار داشتن یک شبکه صدا و سیما برای حضور در انتخابات برای چه بود؟)

تا دستت در کار نباشد نمی دانی این رسانه چه موزی بازی هایی به راه انداخته است.

سوم: یادم نمی رود وقتی که تصاویر کنفرانس برلین از شبکه یک سیما به مدت نیم ساعت به نمایش درآمد. آن موقع من تربیت معلم بودم و در نمازخانه خوابگاه این فیلم پخش شد.

من که تا حدودی دستم در کار رسانه و میکس و مونتاژ فیلم بود با ناراحتی این تصاویر را نگاه می کردم و از طرفی به القاء رسانه ای صدا و سیما با توجه به در اختیار داشتن بیت المال مفت مردم برای بد جلوه دادن رویدادهای جناح مخالف تاسف می خوردم.( چرا رسانه در اختیار یک جناح باشد)

خیلی جالب بود که نسل انقلابی با دیدن زنهای برهنه که می رقصیدند با کلماتی نظیر ایول از صدا و سیما تشکر می کردند که برای اولین بار در عمرشان برای آنها رقص پخش کرده بود.

از روز بعد هم مسافران برلین که به تهران می آمدند با این پیش زمینه ایجاد شده، یک به یک دستگیر شدند.عزت ا.. سحابی که در شکل گیری انقلاب نقش زیادی داشت و هم اکنون منتقد به حساب می آمد با این پیش زمینه که در برلین بود دستگیر و روانه زندان شد.

در آن شرایط اگر از مردم می پرسیدی چرا آنها دستگیر شدند ؟  می گفتند: نامردا رفته بودند خارج یک زن هم جلوشون می رقصید.

و می گفتی قضیه به خاطر مسائل سیاسی بوده و آنها به جرم سیاسی زندانی شده اند و جواب می شنیدی ما که خودمان از تلوزیون دیدیم آنها رفته بودند الواط بازی و...

خیلی جالب بود برهم زنندگان کنفرانس برلین در خارج از کشورمنافقان بودند. آنها به گنجی وقتی فحش می دادند کلمه پاسدار را بارها تکرار کردند و در واقع او را به جرم انقلابی بودن ناسزا می گفتند.

تا دستت در کار نباشد نمی دانی این رسانه چه موزی بازی هایی به راه انداخته است. از خاتمی چنان خبر پخش می کند که یک تحصیلکرده  با تحصیلات عالیه دانشگاهی از بهترین دانشگاه های ایران به خاتمی می گوید: خر کثافت!

تا دستت در کار نباشد نمی دانی این رسانه چه موزی بازی هایی به راه انداخته است. از کل سخنان خاتمی در آمریکا صدا و سیما می گردد و جمله ای را انتخاب می کند و می گوید این را خاتمی گفته است.

مگر نمی شود این کار را با دیگر خطیبان این مملکت کرد و آنها را بدتر از خاتمی خراب کرد؟

چرا اگر از سوی صدا و سیما بلایی هست همه اش باید برای اصلاح طلبا باشد؟

به خبرهایی که برای اصلاح طلبان در  اخبار 20 و 30 انتخاب می شود دقت کنید!

فلانی گفت :ما در حالی که شعار مردم سالاری می دادیم به مردم معتقد نبودیم و...

شاید این حق خاتمی  و دیگر اصلاح طلبان است شاید اگر خاتمی در زمان دولتش سعی می کرد یک شبکه دولتی ایجاد کند و یا اصلاح طلبان با شرط میرحسین موسوی به میدان می آمدند این بلاها که احتمالا تا قیام حضرت مهدی قرار است به سرشان بیاید ، نمی آمد و آنها هم می توانستند خبر ها را طوری پخش کنند که همین جوان که به خاتمی ناسزا گفت به افراد جناح مقابل این حرف ها را بزند.

تا دستت در کار نباشد نمی دانی رسانه می تواند چه موزی بازی هایی راه بیاندازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 8:28  توسط علی قلی زاده  | 

اندکی صبر، سحر نزدیک است

دیشب رفته بودم به حسینیه علی بن ابیطالب واسه حضور در جشن و شادی به مناسبت میلاد، طبق معمول در این مراسما سعی میکنن از یه خطیب روحانی استفاده کنند به خصوص که از یه شهر دیگه باشه!

حرفهایی می زد که مردم رو تحت تاثیر قرار بده ولی خب...

به قول معروف جوونا با خودشون حرف می زدن و منتظر آخرین برنامه یعنی شام بودند و پیرا هم این صحبتا رو بارها شنیده بودند.

در مورد ارائه دلایل برای عدم تحقق ظهور طبق معمول داشت می گفت که چون منتظر واقعی حضرت وجود نداره فرج آقا صورت نمی گیره بعدشم توصیه کرد جوونا برن پایگاههای بسیج و ثبت نام کنن تا فرج آقا تحقق پیدا کنه !

با خودم فکر می کردم که طبق آمار حداقل 180 هزار نفر بسیجی تنها در استان ما( خراسان شمالی) وجود داره که بین این 180 هزار نفر حداقل 18 سردار وجود داره با بقیه کشور تعداد یاران حضرت با حساب اینکه بسیجی ها یارای حضرت باشن حداقل به 40 میلیون نفر میرسه و تعداد سرداران این سپاه بزرگ ، حساب تقسیم بر10 هزار نفر به 4 هزار سردار میرسه که از حد 313 نفر گذر می کنه.

حاج آقا حرفای دیگه ای هم زدن ولی دریغ و افسوس که این حرفا همیشه حرفند و  وقتی پای عمل می رسه پای خیلی از چیزا می لنگه !

مث این حرف که : فلانی تو که حرفای خیلی قشنگی می زدی چرا  تو فقط منتظر من نشستی؟

مث حجتیه ای ها منتظری که ظلم و  فساد همه جا رو بگیره بعد آقا بیاد و بگه همه ردیف پشت سر من حمله به بدی ها!

یا منتظری آقا بیاد بگه به کجا ها حمله کن و ...؟مگه قبلا تو دینمون وجود نیومده که باید در مقابل فساد و تبعیض و ظلم بیداد ننشست؟

درسته ما همه منتظریم؟ ولی نمیشه تو ظلمت راحت و آسوده بدون هیچ زحمتی منتظر منجی نشست .

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 6:24  توسط علی قلی زاده  | 

اندکی صبر، سحر نزدیک است

میلاد امام زمان (عج)

بر تمامی منتظران واقعی ، مبارک باد

اول سلام

امروز من ۲۸ سال رو تموم کردم و وارد ۲۹ می شم و خیلی خوشحالم که امسال روز تولدم با میلاد حضرت مهدی هم زمان شده ولی از یک طرف این قرار گرفتن قطره ای کنار دریا باعث ناراحتی و شرمندگی هم هست.

آدم با خودش فکر می کنه تا به حال چه کار کرده و در مقابل این حضرت کیه!در ذهن خودش سوالاتی رو مرور می کنه.

- اگه حضرت ظهور کنه اون در ردیف طرفداراشه یا مخالفاش؟ خب لابد می دونید حضرت مخالف ظالما و نامرداس! برا همین میگن دسته مهمی از دشمنای حضرت سرمایه داران و دولتمردایی هستن که تازه به پست و مقامی رسیدن و اصلا فکر نمی کنن با اومدن حضرت اونا رو از دست می دن.

خب لابد پیش خودشون فکر کردن حضرت میاد و ما بهش میگیم همه چیز آماده قیامه و فلانی و فلان قوم دشمنا هستن که باید باهاش بجنگیم.

و یادشون رفته اون حضرته که همه چیز رو مشخص میکنه نه اونا!

حتی حضرت پرونده آدما رو در میاره که با پارتی بازی شغلی رو به هم زدن و با پولش خونه گرفتن و خانواده تشکیل دادن و بر این اصل میگه کل زندگیت حرامه و باید تو هرچی داری رو به صاحبای اصلیش برگردونی!

- اگه حضرت ظهور کنه اون موافق دین حضرته یا مخالفش؟ آخه اونطور که روایت شده اینه که دسته زیادی از مخالفای حضرت خودشون دیندارند ( یعنی فکر می کنن دین حق و شیعه واقعی اند) ولی اونقدر دین رو به سلیقه های شخصی شون آلوده کردن که به حضرت میگن: تو رافضی هستی و از دین خارج شدی و...

الله اکبر!

نکنه جز اون دسته باشیم!

نکنه ما هم یه روز بگیم ما می دونیم این حضرت مهدیه ولی به خاطر اینکه حرفاش بدعته باید باهاش جنگید!

(مگه نشنیدین که کمتر از یک سال به رقم تاکیدات حضرت محمد اکثریت مسلمونا با ابیبکر بیعت کردن و از همه بدتر به رقم توصیه های پیامبر برخی از مسلمونا مقابل علی (ع) شمشیر کشیدند.)

بعدشم بعید می دونم با اومدن حضرت می تونیم راحت بریم طرفش و جزء یاراش باشیم .

انتخاب در اون زمان به مراتب خیلی سخت تر از انتخاب برای حضور در میدان کربلاس!

راستی شما هم حتما شنیدید که بعضی ها موقع روضه خونی جو میگیرتشون و میگن اگه ما میدان کربلا بودیم..

من که خیلی از این آدما بدم میاد . چرا که تصمیم گیری برای حضور در میدان کربلا باید در مقطع خودش که شرایط پیچیده ای داشت ارزیابی بشه و همیشه باید گفت آیا من در آن مقطع جزء عوام بودم یا خواص؟

راستی الان چی؟ من جزء عوام هستم یا خواص؟

چند بار سعی کردیم در درست یا نادرست بودن مطلبی خودمون تحقیق کنیم و فراتر از استحاله رسانه ای تصمیم بگیریم؟

راستی تا به حال شده به آدمهایی که باهشون مصاحبه سیاسی میشه دقت کنید؟

همیشه اینجوری بوده که طرف چیزایی رو میگه که رسانه ها بهش القاء کردند و تازه فکر می کنه خودش مخترع این حرف و احادیث بوده!

شما چی اصلا سعی کردین به مسائل خط قرمزی دست پیدا کنید و خوب یا بد بودنشو خودتون بفهمید؟

امروز من ۲۸ سال رو تموم کردم ولی دریغ !

 

بعد از سلام

من علی قلی زاده یکی از آدمای روی زمین که مسلمان زاده هستم و سعی می کنم راه درست زندگی رو پیدا کنم ، در این روز بزرگ ( میلاد حضرت مهدی(عج) وبلاگمو افتتاح می کنم و سعی می کنم یادداشت هامو در اینجا بذارم چون اعتقاد دارم اگه بخای ساخته بشی مردم  قاضی خوبی هستند. می تونند با نظرات و پیشنهادات شون باعث موفقیت بشن و اگه ایرادی در نظرات و اعتقادات آدم وجود داشته باشه وبلاگ خیلی خوب می تونه به آدم کمک کنه.

از طرفی من یه وبلاگی داشتم که خبری- تحلیلی بود. مرز اخبار ، تحلیل و یادداشتهای شخصیم در اون گم و گور شده بود . با ایجاد این وبلاگ سعی دارم سایه نوشته های شخصیمو از وبلاگ خبری "بجنورد نیوز " کم کنم.

امیدوارم بتونم در این فضای مجازی در راستای حقیقت قدم بردارم و درگوشه کنارا ، یادداشت ها و خاطرات هفتگی و روزانه ام رو به ثبت برسونم.

راستی شما هم دوست دارید با نظراتتون منو کمک کنید؟

یا علی مدد

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 5:15  توسط علی قلی زاده  |