تبليغاتX
طلوع سلام

طلوع سلام

نوشته های روزانه و هفتگی "علی قلی زاده"

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 7:35  توسط علی قلی زاده  | 

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 7:49  توسط علی قلی زاده  | 

امروز اولین برف پائیزی اومد ولی نتونست زمین رو سفید کنه!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 18:12  توسط علی قلی زاده  | 

این مطلب رجایی یه مطلبی بود که من هم می خواستم بهش اشاره کنم. شاید این یادداشتو همین نزدیکی ها بنویسم.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 9:24  توسط علی قلی زاده  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 10:30  توسط علی قلی زاده  | 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 10:4  توسط علی قلی زاده  | 

 با طبیعت ،جوانه  بزن

دیشب طوفان شدیدی درختان بجنورد را از برگهایی که باد افسونشان کرده بود سبک کرد و باران در این یلدای پاییزی هرچه گردو خاک بود را با خود شست و آفتابی بهاری را در دل پاییز به بجنوردی ها هدیه کرد.

شاید که غربت و تنهایی ما هم یک روز با طوفانی از دلمان دور شده و باران رحمتش نوید سرسبزی دوباره را برایمان به ارمغان بیاورد و پرده از چهره یلدای پاییز کنار رفته و دلها به هم نزدیک تر شود .

شاید این است دوای مجسمه هایی که در خیال خود زنده اند.

فردا برای یک آزمون به مشهد می روم و این در حالیست که هنرمندان خوب تئاتر استان خراسان شمالی  چهارمین جشنواره را برگزار می کنند و من بسیاری از آثار نمایشی را نمی توانم ببینم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 10:22  توسط علی قلی زاده  | 

شرمندگی از آن کیست؟

من؟ مخابرات؟ یا کسانی که آدم با وجودشان رغبتی به نوشتن ندارد؟ یا از آن کسانی که ...؟

شاید حرفی هم برای گفتن نیست.

به قول دوستی همه حرفهایم را زده ام .مثل آن ابرکامپیوتری که از او پرسیدند ؛ "چه خبر؟" و او همه آنچه که داشت را رو کرد.

فضا ، فضایی پر از تحلیل و از خودبیگانگی و نفاق و دورویی شده است.

امشب نمایشنامه" زر ، زور ، تزویر" را برای ارائه در یکی از جشنواره ها ارائه می کنم.

بی شک اگر زبان ما انگلیسی بود نمایشنامه و دیگر نوشته هایمان حداقل در یکی از جشنواره های خارج از کشور مقام کسب می کرد و ما این قدر حس نمی کردیم که به این مملکت تعلق نداریم و یا این که احساس این که عده ای ما را به زور می خواهند "غیر" جلوه دهند ؛ آزارمان نمی داد.

اصلا بهتر شد . شاید اگر در یکی از همین جشنواره ها مقامی هم کسب می کردیم باید به قول برادر "حسین شریعتمداری" باید جایزه شان را نمی گرفتیم و حتی به آنها چند فحش و بد و بیراه می گفتیم تا ثابت کنیم که منافق نیستیم.

واقعا این هم بی حکمت نیست که زبان ما تنها به درد همین مملکت می خورد و حداکثرش با افغانی ها هم زبانیم.

خدا را باید شکر کرد .

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 23:10  توسط علی قلی زاده  |